افسران - شعر جدیدم
-شعررو برای کسی سرودم که توی تمام زندگیم از هرکسی بیشتر دوستش دارم،تو زمانی که بیشترین دل تنگی رو بهش داشتم
2-مصرعی که داخل پرانتزه تضمین از حافظه
تشنه ی دیدار رویایی ز ابروی توام

من شهید پیچ و تاب و آن خم موی توام
گر میان عاشقان تو ندارم مسندی
مهرخا من هم چنان دیوانه ی روی توام
آتشی در سینه ام ،کامم به تفتستان شبیه
دلبرا در حسرت یک جرعه از جوی توام
راز عشقت در دلم ترسم بماند جاودان
کس نداند هر شب و هرروز من سوی توام
"دل به رغبت می سپارد جان به چشم مست یار"
در تمنای یکی گل خند خوش روی توام
ای ز مهرت خانه ام آباد دوری تا کجا؟!
از الست ربّکم آواره ی کوی توام
در خرابات ارچه مست افتاده ام عیبم مکن
عالمی داند که مست از باده ی بوی توام
نام تو رازیست گم اندرمیان شعر من
من میان برزخی اندر تکاپوی توام
همچو"باران"هیچ کس در آتش عشقت نسوخت
از ازل در هر غزل من در هیاهوی توام

 

مطلب از سایت منتظران ظهور