****
مجنون شدم که راهی صحرا کنی مرا
گاهی غبار جاده ی لیلا کنی مرا
کوچک همیشه دور ز لطف یار نیست
قطره شدم که راهی دریا کنی مرا
پیش طبیب آمده ام،درد می کشم
شاید قرار نیست مداوا کنی مرا
من آمده ام این گره ها وا شود همین!اصلا بنا نبود ز سر وا کنی مرا
حالا که فکر آخرتم را نمی کنم
حق می دهم که بنده ی دنیا کنی مرا
من،سالهاست میوه ی خوبی نداده ام
وقتش نیامده شکوفا کنی مرا
آقا برای تو نه!برای خودم بد است
هرهفته در گناه تماشا کنی مرا
من گم شدم،تو آیینه ای گم نمی شوی
وقتش شده بیایی وپیدا کنی مرا
این بار گناه کریمانه ات ببین
شاید غلام خانه زهرا کنی مرا
الهم عجل لولیک الفرج
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و چهارم فروردین ۱۳۹۵ ساعت 18:37 توسط امير حسين
|