تقدیم به عشاق حسین
اکبرت کشته شدو نوبتم آخر نرسید
سینه ام تنگ شده است بس که بود تاخیرم
کربلا کعبه عشق است و منم در احرام
شد دراین کعبه عشاق دوتا تقصیرم
دست من خورد به آبی که نصیب تو نشد
چشم من داد از آن آب روان تفسیرم
باید این دیده و این دست کنم قربانی
تاکه تکمیل شود حج منو احرامم
بدنم را بسوی خیمه اصغر نبرید
که خجالت زده زان تشنه لب بی شیرم
یا علمدار کربلا
+ نوشته شده در چهارشنبه دوازدهم مهر ۱۳۹۶ ساعت 20:55 توسط امير حسين
|