بیان رخداد

تعطیلی بیش از 20 سفارتخانه و کنسولگری آمریکا و همچنین کشورهای انگلیس، آلمان، فرانسه و نروژ در منطقه راهبردی خاورمیانه و آفریقای شمالی درپی رهگیری یک مکالمه تلفنی محرمانه میان «ایمن الظواهری» رهبر مصری تبار القاعده با «ناصر الوحیشی» رئیس القاعده در یمن توسط آژانس امنیت ملی آمریکا (NSA) که مدعی شنود مکالمات تلفنی در کل جهان است، از موضوعات مهمی است که در روزهای اخیر در کانون توجه رسانه های خبری جهان قرار گرفته است.

در این راستا مرکز هانری جکسون در آمریکا که تهدیدات القاعده را زیر نظر دارد، اعلام کرده است که دستگاه های اطلاعاتی- امنیتی آمریکا چند هفته قبل مکالماتی از ایمن الظواهری شنود کرده اند که وی در این مکالمه محرمانه به همکار خود در یمن طرح یک عملیات گسترده و ضربتی را صادر کرده است که بر اساس آن همه زیر شاخه های این گروه در سالگرد واقعه 11 سپتامبر سفارتخانه‌ها و مراکز دیپلماتیک اروپا و آمریکا را در حوزه مهم خاورمیانه و شمال آفریقا هدف قرار دهند.

البته هنوز مشخص نیست کدامین سفارت آمریکا مورد هدف حملات القاعده قرار خواهد گرفت؛ زیرا از هیچ هدف مشخصی در این مکالمه صحبت به میان نیامده است، بنابراین محتوای مکالمه آن طور که مقامات و کارشناسان آمریکایی استنباط کرده اند، خبر از وقوع یک حمله داده است.

این در حالیست که برخی ناظران مسائل بین المللی بر این باورند که با توجه به حملات هواپیماهای بدون سرنشین آمریکایی در روزهای گذشته به مناطقی در یمن و همچنین فعال بودن القاعده در این کشور، یمن از جمله کشورهایی است که احتمال بروز حملات تروریستی در آن بسیار است.

منابع آمریکایی در حالی از نقشه خطرناک تروریستی در آستانه 11 سپتامبر خبر دادند که پیش تر ایمن الظواهری در نوار ویدئویی خویش به عنوان نخستین اظهار نظر آشکار درباره وقایع مصر، خشم خود را از سقوط دولت اخوان در این کشور ابراز کرده و آمریکا و ارتش مصر را به عنوان عاملان این کودتا به حملاتی انتقام جویانه تهدید کرده بود.

سؤالات تحلیل

تعطیلی بیش از 20 مقر دیپلماتیک و کنسولی آمریکا در منطقه خاورمیانه و شمال آفریقا به عنوان یک اقدام بی سابقه و در عین حال «معنادار» سؤالاتی چند را در ذهن متبادر می کند. این که اساساً تعطیلی سفارتخانه های آمریکا در خاورمیانه و آفریقای شمالی چگونه قابل ارزیابی و تحلیل است؟ آیا انتشار صرف یک مکالمه صوتی میان دو تن از عناصر اصلی القاعده که در آن تنها به کلی گویی بسنده گردیده، ضمن اینکه هیچ نام و نشانی نیز از مکان و زمان خاصی نبرده شده است، تا این حد تهدیدکننده و خطرآفرین بوده است که آمریکایی ها و بویژه مراکز اطلاعاتی و امنیتی این کشور را که متخصص طراحی و انجام انواع ترور، توطئه، انفجار و آشوب در سرتاسر جهان می باشند، وادار کرده است تا بصورت دسته جمعی سفارتخانه های خود در بیش از 20 کشور جهان مسدود نماید؟

و کوتاه آنکه اصولاً چه ارتباطی میان پیام صوتی جدید و تهدیدآمیز رهبر القاعده در مورد مصر، فرار زندانیان القاعده در 9 کشور از جمله در عراق، لیبی و پاکستان و بسته شدن ۲۱ سفارت خانه آمریکا در کشورهای عربی می توان کشف نمود؟ آیا این مسئله را می توان به عنوان پیش زمینه برای تکرار سناریوی به مثابه آنچه که پس از عملیات یازده سپتامبر در منطقه رخ داد و آمریکایی ها را با دستاویز قرار دادن انفجار برج های دو قلوی سازمان تجارت جهانی به بهانه مبارزه با تروریسم وارد منطقه کرد قلمداد نمود؟

تبیین و تحلیل مسئله

در تبیین تعطیلی سفارتخانه های آمریکا در بیش از بیست کشور خاورمیانه و شمال آفریقا که بدنبال شنود یک مکالمه تلفنی میان رهبران ارشد القاعده صورت گرفته است بیان نکاتی چند ضروری می نماید؛ نکاتی که طرح آن ها خود به خود پاسخی به تمامی پرسش های فوق بوده کما اینکه به یک نتیجه گیری واقع بینانه و ارزیابی نهایی درباره اهداف و انگیزه های پیدا و پنهان دولتمردان آمریکایی مبنی بر تعطیلی سفارتخانه های این کشور تا حد زیادی کمک خواهد رساند.

نکته نخست؛ ارتباط پیچیده القاعده با سازمان های اطلاعاتی آمریکا

با این که برخی از تحلیل گران معتقدند، گروه های تروریستی به ویژه جریان القاعده اگر چه در دهه 1980 به وسیله سازمان های امنیتی غربی و در رأس آن ها توسط سازمان سیا برای مقابله با ارتش سرخ شوروی طراحی شده بودند اما با فرو پاشی اتحاد جماهیر شوروی خود جای این دشمن سابق آمریکا را پر کرده و در قاموس یک رقیب جدی برای غرب ظاهر شدند، لیکن برخلاف نظر تحلیلگران فوق و در چارچوب یک نگاه کاملاً «واقع گرایانه» باید اذعان داشت که هنوز هم پیوندهای جدی و ارتباطات پیچیده ای میان تعدادی از سران جریان های افراطی به ویژه نیروهای طالبان و القاعده با سازمان های اطلاعاتی- امنیتی آمریکایی وجود دارد و از طریق همین ارتباط ها است که جریان های تروریستی تبدیل به آلت دست آمریکا گشته و خواسته یا ناخواسته در راستای منافع آن ها و پیشبرد و تحقق اهداف منطقه ای و فرامنطقه ای سیاست خارجی و امنیتی آمریکا عمل می کنند.

برای اثبات این فرضیه تنها کافیست اشاره شود که با فروپاشی رژیم کمونیستی شوروی ساختارهای عظیم امنیتی و سیاسی ایالات متحده در نبود یک استراتژی مشخص بین المللی دچار بحران شده و نیاز به تعریف یک دشمن جدید داشتند از این رو طرح مسئله تروریسم و تبدیل آن به یک معضل بین المللی بهانه ای شد تا این ساختارهای پیچیده و ناکار آمد به حیات خود ادامه دهند.

 

نکته دوم؛ القاعده، نه یک چالش بلکه یک فرصت برای آمریکا

استراتژیست ها و کارشناسان خبره مراکز اطلاعاتی- امنیتی آمریکایی، همواره به گروه‌های تروریستی همچون القاعده و عناصر افراطی بی‌ریشه و منفور نظیر سلفی‌ها، نگاهی ابزاری و دوجانبه دارند. آمریکایی ها که بازیگرانی قهار و هوشیار در میدان هرج و مرج آمیز و آنارشیک روابط بین‌الملل هستند، پیش از آنکه عناصر تروریستی القاعده و سایر سازمان ها و گروه های تروریستی فعال در منطقه خاورمیانه و شمال آفریقا را به عنوان یک تهدید و چالش قلمداد کنند، به آن ها به عنوان یک فرصت مغتنم می نگرند که از ظرفیت های درونی بالایی در تحقق اهداف و مقاصد از پیش تبیین شده آمریکا در خاورمیانه و آفریقا برخوردارند، چنانکه تجربه نیز تاکنون چیزی غیر از این نشان نداده است. بر این اساس و از سال های گذشته اولاً، آمریکا با استفاده از تهدید القاعده حضور هژمونیک خود را در زیرسیستم امنیتی خلیج فارس تثبیت کرده‌ است ولو اینکه امروز با چالش هایی مواجه شده است. ثانیاً، با استفاده از این تهدیدات امنیتی، فضای اسلام‌ هراسی را در جهان حاکم کرده و با رسانه‌های جریان غالب به آن دامن زده‌اند. ثالثاً، مشکلات داخلی خود را با ترساندن افکار عمومی شان از تروریسم از چشم‌ها انداخته‌ و رابعاً، هرجا که لازم بوده از قدرت نظامی القاعده و سایر گروه های تروریستی برای منافع خود بهره جسته‌اند. در این چارچوب باید به یازده سپتامبر و هر آنچه که پس از آن اتفاق افتاد باید اشاره نمود که به عنوان مصداق کامل رفتارها و تبلور سیاست های توسعه طلبانه آمریکایی به شکل نوین، نشان داد که چگونه رهبران آمریکا تروریسم را به خدمت گرفته و با دستاویز قرار دادن آن به تعریفی جدید از منافع راهبردی و مبانی امنیتی خود پرداخته و زمینه های حضور خود را در کلیدی ترین نقطه جهان یعنی خاورمیانه فراهم ساخته و تحکیم و تثبیت نمودند.

در واقع تأکید به این مسئله قابل تأمل ضروری است که حادثه یازده سپتامبر به عنوان یک سناریوی پیچیده ضرورتاً باید به وقوع می پیوست، چرا که بنیادی ترین خواسته سیاستمداران ایالات متحده و طراحان آمریکایی نظم نوین جهانی پس از دوران جنگ سرد و فروپاشی یکی از قطب های اصلی قدرت جهان نیز بر این پایه قرار داشت تا توجیهی برای اقدامات مداخله گرایانه و سیاست های توسعه طلبانه در دست داشته باشند.

نکته سوم؛ از فرار عناصر القاعده از زندان ها تا تعطیلی سفارتخانه های آمریکا

امروز پراکندگی القاعده در کشورهای مختلف از جمله کشورهای خاورمیانه و شمال آفریقا و مشی تروریستی اعضایش، آن ها را به یکی از خطرناک ترین گروه های ایدئولوژیکی بدل کرده که صلح و امنیت جهانی را تهدید می کند. بی ثباتی سیاسی برخی از کشورهای منطقه در سال های اخیر نیز، زمینه مناسبی را برای رشد و فعالیت آزادانه این گروه فراهم آورده است. از سوی دیگر دخالت های گسترده آمریکا در روندهای سیاسی کشورهای منطقه در سال های اخیر، موجبات نارضایتی بیش از پیش رهبران ارشد القاعده شده و بهانه های لازم برای انجام احتمالی عملیات تروریستی این گروه های ناراضی را فراهم آورده است.

گفته می شود، تحولات منطقه در هفته های اخیر، القاعده را به چنان شبح رعب آوری برای آمریکا بدل کرده است که این کشور در اقدامی بی سابقه دستور بسته شدن ۲۱ نمایندگی سیاسی خود را در کشورهای خاورمیانه تا شمال آفریقا صادر کرده است، اما آیا این اتفاقات مشکوک و پر حرف و حدیث می تواند زمینه سناریوسازی های جدیدی را در منطقه فراهم کند؟

تحولات هفته های اخیر در منطقه خاورمیانه و شمال آفریقا باعث نگرانی کشورهای منطقه و همچنین کشورهای غربی شده است. القاعده در حملات اخیر به چندین زندان در ۹ کشور از جمله عراق، لیبی و پاکستان دخالت داشته است؛ حملاتی که در اثر آن صدها تروریست و مجرم موفق به فرار شده اند. در هفته های گذشته بیش از ۵۰۰ زندانی در حمله مسلحانه به دو زندان التاجی و ابوغریب عراق، از زندان فرار کردند. برخی از فراری ها از رهبران ارشد گروه القاعده در عراق بودند. همزمان حدود 1000 نفر از زندانیان شهر بنغازی که متشکل از گروه ها و طیف های متفاوتی بودند، از زندان گریخته اند. همچنین چند در آستانه برگزاری انتخابات ریاست جمهوری پاکستان نیز شاهد بودیم که حدود ۳۰۰ نفر از اعضای طالبان به زندانی در منطقه‌ قبیله‌‌نشین دره‌ اسماعیل خان حمله کرده و ۲۵۰ نفر از اعضا و هواداران طالبان را از زندان آزاد کردند که حداقل ۳۰ نفر از این تعداد شبه نظامیان جنگجو و خطرناک بودند. فلذا قدر مسلم این است که رهایی نیروهای القاعده در شرایط کنونی می تواند منطقه خاورمیانه را بیش از پیش به سمت ناآرامی و بی ثباتی پیش ببرد.

در شرایطی که بحران سوریه همچنان ادامه دارد، ارتش مصر دولت قانونی را از قدرت برکنار کرده و همچنان اعتراضات خیابانی طرفداران مرسی در خیابان های قاهره در جریان است، حمله هواپیماهای بدون سرنشین آمریکا در یمن شدت گرفته است و انقلاب های نوپای کشورهای عربی در معرض تهدید هستند، آزادی نیرهای تندروی القاعده می تواند خطرات جدی به همراه داشته باشد. این در حالی است که انتشار نوار صوتی ایمن الظواهری، رهبر القاعده نیز بصورت فزاینده ای شرایط منطقه ای را پیچیده تر کرده است؛ شرایطی که در حال شکل دهی به چارچوب امنیتی پیچیده ای برای منطقه است. شرایطی که ممکن است آمریکایی ها را که هم اینک جایگاه شان در معادلات منطقه ای بویژه در سوریه دچار افت به همراه ایجاد برخی تنگناها گردیده است، وادار کند تا با دستاویز قرار دادن آنچه که مهار خطرات احتمالی ناشی از تهدیدات بالقوه القاعده نام خواهند نهاد، یکبار دیگر همانند آنچه که پس از یازده سپتامبر اتفاق افتاد با خیال آسوده در صدد تقویت بیش از پیش و «فرااصولی» مداخلات خود در معادلات منطقه ای برآمده و به اصطلاح مبادرت به گرفتن ماهی از آبی که خود گل آلود نموده اند بر آیند.   

ارزیابی نهایی

آنچه مشخص است این است که رابطه آمریکا و القاعده که هم اینک بدنبال شنود یکی از مکالمات تلفنی رهبران ارشد آن بیش از 20 سفارتخانه و کنسولگری آمریکا در خاورمیانه و شمال آفریقا توسط دولت آمریکا بسته شده است، ماجرایی طولانی و دارای فراز و نشیب های متعددی است. نکته قابل تأمل اینکه به رغم تقابل ظاهری، روابط پشت پرده سران اصلی القاعده با سازمان های اطلاعاتی و جاسوسی آمریکا همچنان برقرار است. یکی از دلایل اصلی برقراری این رابطه را نیز در این امر نهفته است که اقدامات تروریستی، ضد انسانی و خشونت آمیز القاعده، بیش از آن که به آمریکا و منافع منطقه ای غرب در خاورمیانه ضربه بزند، شیعیان  و جریان مقاومت متأثر از جمهوری اسلامی را در منطقه هدف قرار می دهد و در ضمن چهره اسلام و مسلمانان را مخدوش می کند و حتی زمینه لشکرکشی آمریکا و هم پیمانانش را به خاورمیانه به بهانه مبارزه با تروریسم و مهار تهدیدات ناشی از آن فراهم می کند. البته در این میان آمریکایی ها این نکته را نیز در نظر دارند که، مهار القاعده و نظارت بر فعالیت آن ها در منطقه ضروری است و خط قرمز آمریکا یعنی امنیت رژیم صهیونیستی نباید آسیبی ببیند. قطعاً اگر القاعده فراتر از اهداف و منافع آمریکا گامی برداشته و از خطوط قرمز عبور کند، بطور قطع و یقین هدف حمله کاخ سفید قرار خواهد گرفت.

 بنابراین به عنوان ارزیابی نهایی به نظر می رسد میان تحولات منطقه در هفته های اخیر از جمله فرار زندانیان القاعده، برکناری دولت مرسی، پیام صوتی رهبر القاعده و اقدامات بازدارنده آمریکا و برخی از کشورهای غربی متحد ارتباط معناداری وجود داشته باشد. اینکه چه دست های پنهانی در پشت پرده سناریوهای نقش و ترتیبات جدید امنیتی آمریکا در منطقه بازی گردانی می کنند، شاید در آینده ای نه چندان دور مشخص شود.