سازمان هاي خون آشام(سازمان جاسوسي موساد)
Normal 0 false false false EN-US X-NONE FA
/* Style Definitions */ table.MsoNormalTable {mso-style-name:"Table Normal"; mso-tstyle-rowband-size:0; mso-tstyle-colband-size:0; mso-style-noshow:yes; mso-style-priority:99; mso-style-qformat:yes; mso-style-parent:""; mso-padding-alt:0cm 5.4pt 0cm 5.4pt; mso-para-margin-top:0cm; mso-para-margin-right:0cm; mso-para-margin-bottom:10.0pt; mso-para-margin-left:0cm; line-height:115%; mso-pagination:widow-orphan; font-size:11.0pt; font-family:"Calibri","sans-serif"; mso-ascii-font-family:Calibri; mso-ascii-theme-font:minor-latin; mso-fareast-font-family:"Times New Roman"; mso-fareast-theme-font:minor-fareast; mso-hansi-font-family:Calibri; mso-hansi-theme-font:minor-latin;}
معرفی سازمان موساد
سازمان اطلاعات و وظایف ویژه (موساد) نام سازمان اطلاعات خارجیه اسرائیله. مسلما این سازمان هم از قواعد حاکم بر تمام سازمانهای اطلاعاتی دنیا اطاعت میکنه و البته با توجه به حساسیت سیاستهای کلی کشور اسرائیل فعالیت های این سازمان از چهارچوب های رایج فراتر رفته و با اینکه یه سازمان کوچیکه از غولهای اطلاعاتی دنیا به حساب میاد. باید دقت کرد که موساد به مسائل امنیتی و اطلاعاتی در داخل اسرائیل اهمیتی نمیده و این وظایف بر عهده سازمانهای دیگه مثل «دودیوان» و «شاباک» گذاشته شده. این سازمان توسط بن گوریون و در سال 1951 تاسیس شده. بن گوریون جمله جالبی در مورد ضرورت وجودی این سازمان داره که واقعا عمیقه: «برای کشور ما که از ابتدای تاسیس تحت فشار دشمنانش قرار داشته است ، اطلاعات به عنوان خط مقدم دفاع ضروری است و ما باید به خوبی بیاموزیم و بدانیم که در اطرافمان چه میگذرد » در سخنان بن گوریون نکات جالب و ذی قیمتی میشه پیدا کرد که با توجه به زمان این سخنرانی نشان از دوراندیشی اون داره. سازمان اصلی موساد در تل آویو قرار داره و طبق آخرین آمار حدود 1200 نفر عضو رسمی داره. ( معمولا سازمانهای جاسوسی به اندازه 10 برابر اعضای رسمی ، نیروهای غیر رسمی دارن ). ماموریت گردآوری اطلاعات ، تجزیه و تحلیل اطلاعات و انجام عملیات مخفیانه ویژه در خارج از خاک اسرائیل به عهده موساد گذاشته شده. موساد ستورات خود را مستقیما از بالاترین مقام اجرایی اسرائیل (نخست وزیر) دریافت میکنه تا بدین ترتیب مطمئن باشن که موساد دستآویز بازیهای سیاسی نمیشه. رئیس سازمان موساد همیشه معرفی میشه اما هویت مدیران بخشهای داخلی از اسرار کشور اسرائیل محسوب میشه و به نظر میرسه این سازمان توسط شورایی متشکل از همین مدیران اداره میشه و رئیس سازمان جنبه تشریفاتی داره. بن گوریون برای تاسیس موساد از سال 1948 دست به کار شد و برای انجام این ماموریت خطیر ، دو نفر از افراد کارکشته اطلاعاتی رو مامور کرد. - رئوین شیلواخ ( یکی از افراد برجسته بخش سیاسی آژانس یهود) - ایسر بئری (معروف به ایسر بزرگ) رئیس سازمان اطلاعاتی «شای» موساد در ابتدا یکی از زیر مجموعه های شای به حساب میاومد و البته قبل از این زمان هم سازمان هاگانا قسمتی با نام « موساد لیالیفی بیت» به معنای «دفتر مهاجرت» داشت (1937) که با الحاق تمام این دفاتر و در سال 1951 رسما از موساد پرده برداری شد! اشتباه بزرگی که اکثر مردم (حتی افراد ساکن در اسرائیل) مرتکب میشن اینه که موساد تنها بخش کوچکی از سازمان اطلاعات و ضداطلاعات اسرائیله. بخش جاسوسی سازمان اطلاعات اسرائیل (شای) با نام موساد شناخته میشه ولی اکثر مردم کل سازمان اطلاعات اسرائیل رو با نام موساد میشناسن. وظایف موساد : - گردآوری مخفیانه اطلاعات در خارج از خاک کشور اسرائیل - خنثی سازی عملیات تروریستی علیه اهداف اسرائیلی و یهودی در خارج از خاک اسرائیل - خنثی سازی تلاشهای کشورهای متخاصم برای تهیه و تولید تسلیحات غیرمتعارف و یا دستیابی به آن - توسعه روابط مخفیانه ویژه، سیاسی و ... در خارج از خاک اسرائیل و حفظ این روابط - آوردن مهاجرین یهودی به کشور اسرائیل از اماکنی که امکان مهاجرت یهودیان از آنجا به اسرائیل توسط سازمانهای مهاجرت معمولی اسرائیل وجود ندارد - بدست آوردن اطلاعات استراتژیک ، سیاسی و علمی - انجام عملیات ویژه در خارج از خاک اسرائیل
بخش های موساد : موساد دارای 8 بخش است که عبارتند از : 1- بخش جمعآوری اطلاعات . بزرگترین بخش موساد است و وظیفه جاسوسی بر عهده آن است. 2- بخش همکاری و اقدامات سیاسی (وادات) : وادات دارای کمیته های تخصصی است که اعضای این کمیته ها عبارتند از : - مدیر سازمان اطلاعات نظامی ( آمان ) - مدیر سازمان اطلاعات داخلی ( شین بت ) - مدیر سازمان امنیت عمومی (شاباک) - مدیر مرکز مطالعات راهبردی و برنامه ریزی وزارت امور خارجه ( این مرکز دز زمینه جاسوسی سیاسی یا دیپلماتیک تخصص دارد ) - مدیر بخش عملیات ویژه پلیس (ماتام) - مشاوران خصوص نخست وزیر در امور سیاسی، نظامی، امنیتی و ضدتروریسم 3- بخش عملیات ویژه (متساوا) : ترورهای بسیار حساس کسانی که دشمنان کیان اسرائیل تلقی میشوند و اقدامات شبه نظامی دقیق و پروژههای ربودن افراد خاص بر عهده آن است. 4- بخش تبلیغات و ضد تبلیغات : جنگ روانی، تبلیغات و عملیات فریب 5- بخش تحقیقات 6- بخش تکنولوژی
برخی ماموریت های موساد که با موفقیت انجام شد: - ربودن و انتقال مخفیانه «مردخای وانونو» از کشور ایتالیا توسط کماندوهای ویژه موساد در سال 1986 به دلیل افشای اطلاعات محرمانه کشور اسرائیل در زمینه ساخت بمب اتم در مرکز اتمی «دیمونا» - ترور شیخ احمد یاسین رهبر معنوی حماس در 22 مارس 2004. البته این عملیات یک رسوایی کامل بود و بعد از برملا شدن نقش موساد، سازمان ملل اقدام به صدور قطعنامه کرد که با 11 رای موافق، 3 رای ممتنع و یک رای مخالف آمریکا در شرف تصویب بود که توسط ایلات متحده وتو شد. - ترور عبدالعزیز الرنتیسی رهبر جدید حماس به همراه دو تن از همراهانش تنها یک ماه پس از ترور شیخ احمد یاسین. در این عملیات تعداد دیگری نیز زخمی شدند. - بمب گذاری در خودروی عزالدین شیخ خلیل ( عضو بلند پایه حماس ) در سپتامبر 2004 که منجر به شهادت وی و زخمی شدن 3 نفر دیگر شد. تاکنون عملیات ناموفقی از سوی این سازمان به صورت رسمی اعلام نشده اما برخی موارد عملیاتی به این سازمان نسیت داده شده که موساد حاضر به پذیرش مسئولیت آنها نیست. مانند ترور مدیر ارشد نظامی حزب الله در سوریه. -------------------------------------------- اسامی مدیران سازمان موساد از ابتدا تا کنون : رئوین شیلواخ (1952-1949) ایسر هرئل (1962-1953) مئیر عمیت ( 1968-1963) تسوی زامی (1974-1968) ایتسخاک خوفی (1982-1974) ناخوم ادمونی (1989-1982) شبتای شاویت (1996-1989) دانی یاتوم (1998-1996) افراهیم هلوی (2002-1998) مئیر داگان ( تا کنون – 2002)
حکم رسمی تشکیل موساد : «محرمانه» 22 ماه عبری کیسلو سال 5710 13 دسامبر 1949 به : وزارت خارجه از : نخست وزیری طبق اوامر من سازمانی به منظور تمرکز و هماهنگی فعالیتهای سرویسهای اطلاعاتی کشور برپا میگردد. وظیفه سازماندهی موساد را بر عهده رئوین شیلواخ ( مشاور امور ویژه در وزارت خارجه) گذاشته و وی را به ریاست این سازمان منصوب مینمایم. رئوین شیلواخ تحت فرمان من بوده، طبق وامر من فعالیت نموده و گزارشات کار را به صورت دائم به من ارائه خواهد داد. لاکن از نظر اداری مقر ادارهاش در چهارچوب وزارت خارجه خواهد بود. به شیلواخ و مسئولین وزارت خارجه دستور دادهام که به این منظور برای سالهای 1951-1950 چهارچوبی برای استخدام و اشتغال افراد بودجه ای معادل 20000 لیره اسرائیلی پیشنهاد نمایند. تا مبلغ 5000 لیره اسرائیلی از آن بودجه صرفا با تائید قبلی من، صرف عملیات ویژه گردد. از شما درخواست میود که این بودجه را به بودجه وزارت خارجه برای سالهای 1951-1950 اضافه نمایید. (امضا) داوید بن گوریون سازمان موساد كه مسئوليت جمع آوري اطلاعات انساني ، عمليات مخفي و ضدتروريسم را برعهده دارد ، تمركز خود را بر ملت هاي عرب و سازمان هاي عربي در سراسر جهان معطوف كرده است. اين مؤسسه همچنين مسئول جنبش مخفي مهاجران يهودي براي خروج آنها از سوريه ، ايران و اتيوپي و مهاجرت دادن آنها به اسرائيل مي باشد. عوامل موساد در حال حاضر در كشورهايي كه سابقآ كمونيست بودند ، غرب و سازمان ملل متحد فعال هستند. دفتر اصلي موساد در تل آويو (پايتخت اسرائيل) است. اين مؤسسه در دهه 80 ، بين 1500 تا 2000 نفر پرسنل داشت و برآوردهاي اخير حاكي از 1200 نفر كارمند مي باشد. هويت مدير موساد معمولآ جزو اسرار حكومتي تلقي مي شود و يا حداقل اينكه در عموم و رسانه ها چيزي درباره وي مطرح نمي شود. اما در ماه مارس سال 1996 ، دولت اسرائيل انتصاب ژنرال ارشد داني ياقوم را به جاي رئيس قبلي اين مؤسسه يعني شبتاي شاويت كه در اوايل سال 1996 استعفاء داده بود اعلام كرد و در سپتامبر 2002 ، مئير داگان به عنوان مدير جديد موساد انتخاب شد. موساد كه در گذشته به عنوان مؤسسه هماهنگي و مؤسسه مركزي اطلاعات و امنيت اسرائيل شناخته مي شد ، در اول آوريل سال 1951 تشكيل شد. موساد توسط نخست وزير وقت رژيم صهيونيستي يعني داويد بن گورين تأسيس شد كه هدف آن را اين گونه اعلام كرد: «براي كشور ما كه از ابتداي تأسيس تحت فشار دشمنانش قرار داشته است ، اطلاعات به عنوان خط مقدم دفاع ضروري است و ما بايد به خوبي بياموزيم و بدانيم كه در اطرافمان چه مي گذرد.» موساد هشت بخش اصلي دارد. با اين وجود جزئيات سازمان داخلي آن همچنان مخفي باقي مانده است. تعدادي از آن بخش ها عبارتند از: بخش جمع آوري كه بزرگترين بخش آن است و مسئوليت عمليات جاسوسي را برعهده دارد ، دفاتري را در خارج از اسرائيل تحت پوشش ديپلماتيك و غيررسمي تأسيس كرده است. اين بخش شامل قسمت هايي است كه هر يك مسئول نواحي ويژه جغرافيايي مي باشند و هدايت مأموران فعال درآن نواحي را برعهده دارند. موساد از سال 2000 ، يك فعاليت تبليغي گسترده را در جهت استخدام مأموران جديد جمع آوري خبر و اطلاعات آغاز كرد. بخش همكاري و اقدام سياسي که در آن ، فعاليت هاي سياسي و همكاري با سرويس هاي اطلاعات خارجي كشورهاي دوست اسرائيل و نيز كشورهايي كه روابط ديپلماتيك عادي با اسرائيل ندارد را انجام مي دهد. در دفاتر بزرگ تر خود در كشورهايي مانند فرانسه ، موساد دو كنترل كننده منطقه اي تحت پوشش كاركنان سفارت خود در پاريس دارد. يكي از آنها براي بخش جمع آوري كار مي كند و ديگري براي بخش همكاري و اقدام سياسي. بخش عمليات ويژه با عنوان متساوا ، ترورهاي بسيار حساس ، خرابكاري ها و اقدامات شبه نظامي دقيق و پروژه هاي جنگ رواني را انجام مي دهد. اين بخش مسئوليت ترور شخصيت هاي ويژه و نظامي فلسطيني را برعهده دارد. بخش lap ، مسئول اجراي جنگ رواني ، تبليغات و عمليات فريب مي باشد كه تهاجمات فرهنگي و اخبار دروغ نشر شده در مطبوعات جزو اقدامات اين بخش است. بخش تحقيقات ، مسئول توليد اطلاعات نظير گزارش هاي روزانه ، خلاصه وضعيت هاي هفتگي و گزارش هاي مشروع ماهانه است. اين بخش در قالب 15 بخش ويژه جغرافيايي يا دفاتر منطقه اي سازماندهي شده است كه شامل ايالات متحده امريكا ، كانادا و اروپاي غربي ، امريكاي لاتين ، كشورهاي سابق اتحاد جماهير شوروي ، چين ، آفريقا ، مغرب (مراكش) ، الجزاير ، تونس ، ليبي ، عراق ، اردن ، سوريه ، عربستان سعودي ، امارات متحده عربي و ايران مي باشد. يك بخش هسته اي نيز متمركز بر موضوعات خاص و مرتبط با تسليحات هسته اي تشكيل شده است كه معمولآ جزو سري ترين بخش ها است. بخش تكنولوژي ، مسئول توسعه فناوري هاي پيشرفته براي پشتيباني فني از عمليات هاي موساد است. در آوريل سال 2001 ، موساد يك آگهي استخدام در رسانه هاي اسرائيلي درج كرد مبني بر اينكه به تعدادي مهندس الكترونيك و متخصص كامپيوتر براي واحد تكنولوژي خود نياز دارد. در سال 1996 ، در يك نشريه چاپ امريكا مطلبي درج شد كه بخش اطلاعات عمليات موساد ادعا كرده است بزرگترين ترورهاي دنيا را 10 دقيقه قبل از وقوع شناسايي مي كند ، در حالي كه قبلآ cia فاش كرده بود اين اقدامات را 8 دقيقه قبل از وقوع ترور شناسايي مي كند.
موساد توسط نخست وزير وقت رژيم صهيونيستي يعني داويد بن گورين تاسيس شد كه هدف آن را اينگونه اعلام كرد: «براي كشور ما كه از ابتدا تاسيس تحت فشار دشمنانش قرار داشته است، اطلاعات به عنوان خط مقدم دفاع ضروري است و ما بايد به خوبي بياموزيم و بدانيم كه در اطرافمان چه مي گذرد». موساد هشت بخش اصلي دارد با اين وجود جزئيات سازمان داخلي آن همچنان مخفي باقي مانده است. بخش جمع آوري كه بزرگترين بخش آن است و مسئوليت عمليات جاسوسي را برعهده دارد، دفاتري را در خارج اسرائيل تحت پوشش ديپلماتيك و غيررسمي تاسيس كرده است. اين بخش شامل قسمت هايي است كه هر يك مسئول نواحي ويژه جغرافيايي مي باشند و هدايت مأموران فعال درآن نواحي را برعهده دارند. موساد از سال 2000 يك فعاليت تبليغي گسترده را در جهت استخدام ماموران جديد جمع آوري خبر و اطلاعات آغاز كرد. بخش همكاري و اقدام سياسي: فعاليت هاي سياسي و همكاري با سرويس هاي اطلاعات خارجي كشورهاي دوست اسرائيل و نيز كشورهايي كه روابط ديپلماتيك عادي با اسرائيل ندارد را انجام مي دهد. در دفاتر بزرگتر خود در كشورهايي مانند فرانسه، موساد دو كنترول كننده منطقه اي تحت پوشش كاركنان سفارت خود در پاريس دارد. يكي ازآنها براي بخش جمع آوري كار مي كند و ديگري براي بخش همكاري و اقدام سياسي. بخش عمليات ويژه، با عنوان متساوا ترورهاي بسيار حساس، خرابكاري ها و اقدامات شبه نظامي دقيق و پروژه هاي جنگ رواني را انجام مي دهد. اين بخش مسئوليت ترور شخصيت هاي ويژه و نظامي فلسطيني را برعهده دارد. بخش LAP مسئول اجراي جنگ رواني، تبليغات و عمليات فريب يا اغواء کننده مي باشد كه تهاجمات فرهنگي و اخبار دروغ نشر شده در مطبوعات جزو اقدامات اين بخش است. بخش تحقيقات، مسئول توليد اطلاعات نظير گزارش هاي روزانه، خلاصه وضعيت هاي هفتگي و گزارش هاي مشروع ماهانه. اين بخش در قالب 15 بخش ويژه جغرافيايي يا دفاتر منطقه اي سازماندهي شده است كه شامل ايالات متحده امريكا، كانادا و اروپاي غربي، امريكاي لاتين، كشورهاي سابق اتحاد جماهير شوروي، چين، افريقا، مراكش، الجزاير، تونس، ليبيا، عراق، اردن، سوريه، عربستان سعودي، امارات متحده عربي و ايران مي باشد. يك بخش هسته اي نيز متمركز بر موضوعات خاص و مرتبط با تسليحات هسته اي تشكيل شده است. كه معمولاً جزو سري ترين بخش ها است. بخش تكنالوژي مسئول توسعه فناوري هاي پيشرفته براي پشتيباني فني ازعمليات موساد است. در اپريل 2001 موساد يك آگهي استخدام در رسانه هاي اسرائيلي درج كرد مبني بر اينكه به تعدادي انجنير الكترونيك و متخصص كمپيوتر براي اداره تكنالوژي موساد نياز دارد. در سال 1996 در يك نشريه چاپ امريكا مطلبي درج شد كه بخش اطلاعات عمليات موساد ادعا كرده است بزرگترين ترورهاي دنيا را 10 دقيقه قبل از وقوع شناسايي مي كند، در حالي كه قبلاً CIA فاش كرده بود اين اقدامات را 8 دقيقه قبل از وقوع ترور شناسايي مي كند. * موساد كلمه اي عبري به معني «موسسه» است "سازمان اطلاعات رژيم صهيونيستي (موساد)، يك دستگاه اطلاعاتي پيچيده و با شهرتي فراتر ازمحدوده جغرافيايي اين رژيم است و گاهي نيز حالت اسطوره اي به خود گرفته است. اين سازمان يك قدرتي مخفي است كه به رژيم صهيونيستي اجازه مي دهد تا بتواند بر آژانس هاي قدرتمند اطلاعاتي سازمان امنيت و اطلاعات آمريكا فائق آيد، نازيست ها را شكار كند و در جهت نابودي كشورها، حذف مبارزان و همچنين ثبت اطلاعات اساسي و همچنين موارد اشتباهي كه در حساب و كتاب هاي خود سازمان صورت گرفته است، گام بردارد." متن فوق، بخشي از چكيده يك كتاب به نام "تاريخ سري موساد ازسال 1951 تا به امروز" است كه توسط گوردن توماس، نويسنده متخصص در زمينه فعاليت هاي جاسوسي به رشته نگارش در آمده است. توماس37 كارتحقيقي ديگر نيز در همين زمينه تحرير كرده كه به تمامي زبانها ترجمه شده است. كتاب "تاريخ سري موساد از سال 1951 تا به امروز" تلاشي براي آشنا شدن با دنياي اين دستگاه اطلاعاتي است كه تفاوت زيادي با ديگر دستگاه هاي اطلاعاتي و امنيتي جهان دارد و وابسته به كشوري است كه شباهتي با ديگر كشورهاي جهان ندارد. پلارد1000 سند را به نفع رژيم صهيونيستي به غارت برد كتاب "تاريخ سري موساد" با فصلي به نام "آن روي آينه ها" آغاز مي شود. مكان، اتاقي در يك آپارتمان واقع در منطقه شماره چهار شهر پاريس و در نزديكي مركز ملي هنر و فرهنگ ژرژ پمپيدو مي باشد ؛ البته موساد در تمام شهرهاي بزرگ دنيا دهها آپارتمان ـ چه اجاره اي و چه خريداري شده ـ در اختيار دارد. اكثر اين آپارتمانها غير مسكوني هستند مگر وقتي كه شرايط خاصي پيش آيد. آپارتمان يادشده نيز به پايگاه عملياتي ويژه جهت انجام ماموريتي مبدل شد كه آقاي موريس در هنگام ورودش به پاريس در سال 1997، مسئوليت انجام آن را به عهده داشت. موريس فارغ التحصيل سال 1982 از مدرسه موساد بود و در اروپا، آفريقاي جنوبي و خاورميانه فعاليت مي كرد. او در زندگي عادي خود به عنوان يك بازرگان، يك روزنامه نگار مستقل يا يك وكيل شناخته مي شد. در زمان موريس، عزل و نصب ها (ريزش نيروها) سازمان موساد را تا حد گسستگي و فروپاشي پيش مي برد و با انتصاب بنيامين نتانياهو به عنوان رئيس جمهور وضعيت هر چه پيچيده تر شد و با وجود آنكه وضعيت و روند پرونده هاي موساد كاملا مشخص بود ؛ ولي نتانياهو به خود اين اجازه را مي داد كه حتي در مسائل عملياتي اين سازمان نيز دخالت كند و كار به جايي رسيد كه همسرش نيز در زمينه فعاليت هاي اين سازمان دخالت مي كرد. همسر نتانياهو اين اجازه را به خود مي داد كه كارمندان ارشد اين سازمان را به خانه اش فرا بخواند و آنها را به رگبار سوالات خود ببندد يعني دقيقا همان كاري را بكند كه هيلاري كلينتون با سازمان اطلاعات آمريكا مي كرد. موريس، جاسوس سازمان موساد مسئول زير نظر گرفتن فردي بود كه در هتل "رتز" پاريس كه متعلق به مليونر بزرگ مصري به نام محمد فايد بود، فعاليت مي كرد. اين فرد كسي نبود جز "هنري پل". هنري راننده مرسدس بنزي بود كه پرنسس دايانا و دوي فايد را در هنگام حادثه اي كه به مرگ شان انجاميد، حمل مي كرد. راننده مذكور تمايل داشت تا از راه فروش اطلاعات در مورد مسافران هتل به عكاسان مجله هاي پاپاراتسي پولي را كسب كند. از سوي ديگر، روابط تنگاتنگي ميان جاسوس صهيونيستي و رئيس بخش حراست هتل رتز برقرار شد و بدون اينكه جاسوس صهيونيستي از وي توضيحي بخواهد شروع به توصيف هتل، شيوه فعاليت و شمار مشتري ها كرد. رئيس بخش حراست هتل رتز با دلخوري از مشتري هاي عرب هتل صحبت مي كرد و كمي قبل از اينكه جاسوس مذكور بخواهد اطلاعاتي را از مزدور جديدش جمع آوري نمايد، خبرغافلگيرانه كشته شدن هنري پل، به همراه پرنسس دايانا و دوي فايد را مي شنود. اين نكته را نبايد از نظر دور داشت كه روابط ميان موساد و پل هنري براي هميشه همچون يك معما باقي ماند و سازمان جاسوسي رژيم صهيونيستي نيز رابطه اش با راننده مرسدس بنز حامل پرنسس دايانا و دوي فايد را جزء مسائلي دانست كه ويژه خود سازمان است. محمد فايد ـ پدر دودي ـ نيز به دنبال حادثه مرگ فرزندش به همراه پرنسس دايانا، برخي دستگاه هاي جاسوسي ناشناخته را به دست داشتن در اين كار متهم كرد. ضمنا با وجود آنكه برخي خبرنگاران مجله تايم از ارتباطات ميان هنري پل و سازمان اطلاعات فرانسه خبر مي دادند ؛ ولي هيچ كس به روابط وي با موساد اشاره اي نكرد. نويسنده كتاب "تاريخ سري موساد" در كتاب خود به تبيين چهره اي مي پردازد كه غربي ها از عرب ها دارند. به عنوان نمونه، هنري پل به جاسوس صهيونيستي مي گويد: "اكثر اعراب زشت و مغرورند و به خدمتكاران دستور مي دهند تا با يك اشاره انگشت دستورات شان را اجرا كنند." جاسوس صهيونيستي كه با هنري گفتگو مي كند، براي آنكه دستش رو نشود خطاب به هنري مي گويد: "اما من شنيده ام كه مشتريان يهودي نيز آدم هاي خشكي هستند." اما پل جواب مي دهد كه يهوديان مشتري هاي خوبي هستند. همان طور كه مي دانيد سامانه كنترل و نظارت موسوم به Echelon (اچلون) كه يكي از پيشرفته ترين سيستم هاي شنودي است كه در اختيار سازمان NSA (سازمان امنيت ملي آمريكا) قرار دارد، پرنسس دايانا را به خاطر مبارزاتش عليه توليد و استفاده از مين هاي ضد نفر زير نظر داشت ؛ البته سامانه مذكور براي بسياري از فعالان در اين حوزه نيز تهديدي جدي به شمار مي رود. در بخشي از كتاب گوردن توماس مي خوانيم كه چگونه نويسنده با محمد الفايد در مركز تجاري مشهورش در لندن "هارودز" ديدار مي كند و محمد الفايد به نويسنده مي گويد كه در مقابل كسب اطلاعاتي از موساد درباره مرگ فرزندش حاضر است مبلغ يك ميليون دلار را به او اعطا كند. صاحب مركز تجاري "هارودز" در ادامه شروع به سب و لعن ملكه اليزابت و پادشاه انگلستان (فيليپ) كرد و آنها را "روسپي و دلال محبت" خواند و سازمان اطلاعات انگلستان را قاتل دانست. فايد در ادامه مي گويد كه جاسوسان موساد ازحقيقت باخبرند و از نويسنده كتاب "تاريخ سري موساد" نيز مي خواهد تا آنها را احضار كند. فايد به توماس مي گويد: "آنها را پيش من بياور ... تا تو را خوشبخت كنم." فايد دراين اثناء از هنري پل سخن مي گويد و تاكيد مي كند كه او را به اندازه فرزندش دوي دوست داشته است. مؤلف، مزدور مشهور صهيونيستي به نام بن مناچي را قانع مي كند كه با فايد همكاري كند ؛ ولي مناچي علاوه بر درخواست مبلغ ساليانه 750000 دلار، مبالغ ديگري را نيز طلب كرد. به هر حال، معامله اي ميان مناچي و فايد انجام نشد، زيرا فايد تاكيد مي كرد كه بايد پيش از امضاي چك ادله محكمي در برخورداري وي از اطلاعاتي در اين زمينه ارائه شود. گوردن توماس در ادامه به طريقه اي اشاره مي كند كه موريس براي به خدمت گرفتن هنري پل استفاده مي كرد و به نقل از تعدادي از همكاران موريس مي گويد: «اين شيوه نشان مي دهد كه هيچ كسي كنترل موساد را در دست ندارد و اين سازمان بدون توجه به عواقب و نتايج منفي كه اقداماتش مي تواند براي اسرائيل، صلح منطقه اي و همچنين رابطه تل آويو با قديمي ترين و باوفاترين دوستش به دنبال داشته باشد، دست به عمليات هاي ريسك پذير مي زنند.
موارد غير اخلاقي عنوان يكي از فصول كتاب تاريخ سري موساد، "پيش از تاريخ" مي باشد كه به شيوه هاي غير اخلاقي اشاره دارد كه مزدوران موساد به خاطر رسيدن به اهداف شان از آن استفاده مي كردند. به عنوان مثال مي توان به ماجراي جالب و شنيدني يك خاخام برجسته يهودي اشاره كرد كه به بهانه مشاركت در مراسم ختنه يك شخصيت برجسته از پاريس به لندن كشانده شد كه البته هدف از انتقال اين فرد به لندن كسب اطلاعاتي در مورد يك كودك ربوده شده بود. خاخام مذكور در فرودگاه مورد استقبال دو فرد قرار مي گيرد كه از مزدوران موساد بودند و همچون متدينان يهودي ارتدوكس لباس سياه بر تن داشتند. گزارشي كه دو جاسوس مذكور براي ارائه به رئيس خود تنظيم كرده بودند، خالي از نكات سخره آميز نبود. در متن اين گزارش چنين مي خوانيد: «خاخام را به روسپي خانه اي در منطقه پيگال پاريس برديم، بدون آنكه ذره اي به ما شك كند. دو روسپي كه پول شان پرداخت شده بود، وارد اتاق خاخام شدند و خود را در آغوشش انداختند. تمامي صحنه ها تصويربرداري شد. سپس تصاوير اخذ شده را به او نشان داديم و از او خواستيم تا ما را از مكان اخفاي كودك باخبر كند ؛ ولي خاخام قانع مان كرد كه اطلاعي از موضوع ندارد و عكس ها را مقابلش پاره كرديم." مولف نمونه هاي ديگري نيز از اين شيوه هاي غير اخلاقي ذكر مي كند كه ماموران موساد براي رسيدن به اهداف شان بدان ها متوسل مي شدند. در نظر آنان، هدف وسيله را توجيه مي كند و مهم تنها نتايج ناشي از اقدام است. نكته اي كه در اينجا نبايد از ياد ببريم آن است كه عناصر موساد به صورتي حرفه اي و با مسئوليت پذيري بالا عمل مي كنند و برعكس ديگر سازمان هاي اطلاعاتي و امنيتي همچون سازمان جاسوسي آمريكا كه تكنولوژي و فناوري ها را در محور توجه خود قرار مي دهند، بيشتر توجهش به عامل انساني است يعني اينكه در جمع آوري اطلاعات بر استفاده از نيروي انساني تاكيد دارد. ربوده شدن ميگ21 شخصي به نام "سلمان" به سفارت اسرائيل مي آيد و در ازاء پيشنهاد مهم وحساس و وسوسه انگيزخود يك ميليون دلارپول طلب مي كند. شخص مذكور مدعي مي شود كه اين توانايي را دارد تا براي "اسرائيل" هواپيماي ميگ 21 كه در آن هنگام يكي از پيشرفته ترين هواپيماهاي زمان خود به شمار مي رفت، فراهم كند. وي با اطمينان خاطر تمام به سفارت اسرائيل گفت: "يكي از نيروهايتان را به بغداد بفرستيد. اين مامور هيچ كاري ندارد، جز اينكه با اين شماره تلفن تماس بگيرد و بگويد كه ژوزف را مي خواهم ؛ البته يادتان نرود كه فرد مذكور بايد يك ميليون دلار را همراه خود بياورد." دولت آن زمان اسرائيل به بررسي ابعاد مختلف امر (تهيه ميگ 21) پرداخت و اين مسئله برايش مطرح بود كه اگر سلمان جاسوس دوجانبه باشد و با مقامات عراقي سر و سري داشته باشد، چه خواهد شد ؛ البته طرح دست يابي به هواپيماي پيشرفته مذكور رويايي بود كه صرف نظر كردن از آن غير ممكن مي نمود. مولف كتاب "تاريخ سري موساد" در كتاب خود مي نويسد: (((موساد يك سازمان ملي ومايه افتخار هر اسرائيلي است. جايگاه موساد تا حدي است كه عناصرش مختارند تا تصميمشان را با مقامات سياسي در ميان نگذارند يا اينكه تنها در دقايق اندكي پيش از اتخاذ تصميم نهايي اين كار را انجام دهند. اين بار و در زمان مناسب، بن گوريون و اسحاق رابين، رئيس ستاد مشترك ارتش اسرائيل از اين امر مطلع شدند و تنها پاسخ شان به اين طرح موافقت بود. رئيس آن زمان موساد آمادگي خود را براي خارج كردن تمامي جاسوسان از عراق اعلام و تاكيد كرد كه در صورت به شكست انجاميدن عمليات، اوست كه بايد مجازات شود
سازمان موساد، كه مسئوليت جمع آوري اطلاعات انساني، عمليات مخفي و ضدتروريسم را برعهده دارد، تمركز خود را بر ملت هاي عرب و سازمان هاي عربي در سراسر جهان معطوف كرده است. اين موسسه همچنين مسئول جنبش مخفي مهاجران يهودي براي خروج آنها از سوريه، ايران و اتيوپي و مهاجرت دادن آنها به اسرائيل مي باشد. عوامل موساد در حال حاضر در كشورهايي كه سابقاً كمونيست بودند، غرب و سازمان ملل متحد فعال هستند. دفتر اصلي موساد در تل آويو است. اين مؤسسه در دهه 80 بين 1500 تا 2000 نفر پرسنل داشت و برآوردهاي اخير حاكي از 1200 نفر كارمند مي باشد. هويت مدير موساد معمولاً جزو اسرار حكومتي تلقي مي شود و يا حداقل اينكه در عموم و رسانه ها چيزي در باره وي مطرح نمي شود اما در ماه مارس سال 1996 دولت اسرائيل انتصاب ژنرال ارشد داني ياقوم را به جاي رئيس قبلي اين مؤسسه يعني شبتاي شاويت كه در اوايل سال 1996 استعفاء داده بود، اعلام كرد و در سپتامبر 2002 مئير داگان به عنوان مدير جديد موساد انتخاب شد. موساد كه در گذشته به عنوان مؤسسه هماهنگي و مؤسسه مركزي اطلاعات و امنيت اسرائيل شناخته مي شد، در اول آوريل سال 1951 تشكيل شد. موساد توسط نخست وزير وقت رژيم صهيونيستي يعني داويد بن گورين تاسيس شد كه هدف آن را اينگونه اعلام كرد: «براي كشور ما كه از ابتداي تاسيس تحت فشار دشمنانش قرار داشته است، اطلاعات به عنوان خط مقدم دفاع ضروري است و ما بايد به خوبي بياموزيم و بدانيم كه در اطرافمان چه مي گذرد». موساد هشت بخش اصلي دارد با اين وجود جزئيات سازمان داخلي آن همچنان مخفي باقي مانده است. بخش جمع آوري كه بزرگترين بخش آن است و مسئوليت عمليات جاسوسي را برعهده دارد، دفاتري را در خارج اسرائيل تحت پوشش ديپلماتيك و غيررسمي تاسيس كرده است. اين بخش شامل قسمت هايي است كه هر يك مسئول نواحي ويژه جغرافيايي مي باشند و هدايت مأموران فعال درآن نواحي را برعهده دارند. موساد از سال 2000 يك فعاليت تبليغي گسترده را در جهت استخدام ماموران جديد جمع آوري خبر و اطلاعات آغاز كرد. بخش همكاري و اقدام سياسي: فعاليت هاي سياسي و همكاري با سرويس هاي اطلاعات خارجي كشورهاي دوست اسرائيل و نيز كشورهايي كه روابط ديپلماتيك عادي با اسرائيل ندارد را انجام مي دهد. در دفاتر بزرگتر خود در كشورهايي مانند فرانسه، موساد دو كنترل كننده منطقه اي تحت پوشش كاركنان سفارت خود در پاريس دارد. يكي ازآنها براي بخش جمع آوري كار مي كند و ديگري براي بخش همكاري و اقدام سياسي. بخش عمليات ويژه: با عنوان متساوا ترورهاي بسيار حساس، خرابكاري ها و اقدامات شبه نظامي دقيق و پروژه هاي جنگ رواني را انجام مي دهد. اين بخش مسئوليت ترور شخصيت هاي ويژه و نظامي فلسطيني را برعهده دارد. بخش lap: مسئول اجراي جنگ رواني، تبليغات و عمليات فريب مي باشد كه تهاجمات فرهنگي و اخبار دروغ نشر شده در مطبوعات جزو اقدامات اين بخش است. بخش تحقيقات: مسئول توليد اطلاعات نظير گزارش هاي روزانه، خلاصه وضعيت هاي هفتگي و گزارش هاي مشروع ماهانه. اين بخش در قالب 15 بخش ويژه جغرافيايي يا دفاتر منطقه اي سازماندهي شده است كه شامل ايالات متحده آمريكا، كانادا و اروپاي غربي، آمريكاي لاتين، كشورهاي سابق اتحاد جماهير شوروي، چين، آفريقا، مغرب (مراكش)، الجزاير، تونس، ليبي، عراق، اردن، سوريه، عربستان سعودي، امارات متحده عربي و ايران مي باشد. يك بخش هسته اي نيز متمركز بر موضوعات خاص و مرتبط با تسليحات هسته اي تشكيل شده است. كه معمولاً جزو سري ترين بخش ها است. بخش تكنولوژي: مسئول توسعه فناوري هاي پيشرفته براي پشتيباني فني ازعمليات موساد است. در آوريل 2001 موساد يك آگهي استخدام در رسانه هاي اسرائيلي درج كرد مبني بر اينكه به تعدادي مهندس الكترونيك و متخصص كامپيوتر براي واحد تكنولوژي موساد نياز دارد. در سال 1996 در يك نشريه چاپ آمريكا مطلبي درج شد كه بخش اطلاعات عمليات موساد ادعا كرده است بزرگترين ترورهاي دنيا را 10 دقيقه قبل از وقوع شناسايي مي كند، در حالي كه قبلاً cia فاش كرده بود اين اقدامات را 8 دقيقه قبل از وقوع ترور شناسايي مي كند. 1- وظایف موساد مسئول جمع اوری اطلاعات خارجی ، عملیات سیاسی ، وفعالیتهای ضد تروریستی می باشد . در انجام ماموریت جمع آوری اطلاعات صحیح ومثبت ، وظیفه اصلی موساد در اجرا ء عملیات انسانی عمال ، بر علیه کشور های غیر دوست به خصوص اعراب ومقا مات ونمایندگان رسمی وتاسیسات آنها در سر تاسر جهان تنظیم شده است . موساد علاوه بر اجرا، عملیات بر علیه اعراب ، برای حمایت از کشور اسرائیل ،صهیونیسم وبه طور کلی یهودیان ؛ اطلاعات سیاسی اقتصادی وعلمی را از کلیه کشورهای جهان جمع آوری می کند. 2- سازماندهی موساد از 8 اداره تشکیل شده است : 1 –طرح ریزی عملیاتی وهماهنگی 2- جمع آوری 3- عملیات سیاسی وروابط وابسته 4- پرسنلی ، مالی ، لجستیکی وامنیت 5- آموزش و تعلمیات 6 – تحقیقات 7- عملیات تکنیکی 8- تکنولوژی
اداره طرح ریزی عملیاتی وهماهنگی با مدیریت کلیه منابع موساد سرو کارداشته ومسئول مدیریت داخلی هماهنگی عملیاتی ،اجرایی واداری موساد وروابط وتماس های این سوریس با کل جامعه امنیت اسرائیل می باشد. اداره جمع آوری مسئول اجراء عملیات مخفی خارجی وایجاد مقدمات ، تهیه وتولید گزارش از منابع مخفی می باشداین اداره بزرگ ترین واحد موساد است ودارای دفاتری در خارج از کشور وبه خصوص اروپا ،تحت پوشش های دپلماتیک وهمچنین غیر رسمی می باشد . مدیریت اداره عملیات سیاسی وروابط وابسته نیز مسئول عملیات سیاسی وروابط باسرویس های خارجی دوست می باشد . همچنین این اداره حفظ تماس با کشور ها وگروه های سیاسی که روابط عادی با اسرائیل ندارند ، مانند کشور های آفریقایی ویا دستجات راستگرای مسیحی لبنان را برعهده دارد . شایان ذکر است که بخش عملیات ویژه یا جنگها ی روانی نیز احتمالا تحت تکفل این اداره می باشد . گزارشات نهایی درباره اطلاعات وضد اطلاعات به اداره مرکزی موساد در تل آویو فرستاده می شود وتوسط اداره تحقیقات ارزیابی شده ودرادارات مختلف دولتی پخش می گردد . در مقر فرماندهی موساد روساس دو اداره مدیریت منطقه ای عملیاتی اجرائی واداری ومالی هر یک قسمتی ازکنترل مناطق را بر عهده دارند ادارات منطقه ای که تحت کنترل اداره جمع آوریواداره عملیات سیاسی وروابط وابسته می باشد به قرار زیر است : 1-آمریکای مرکزی 2- آمریکای جنوبی 3- اروپای شرقی وروسیه 4- آفریقا 5- آسیای شرقی واقیانوسیه 6- حوزه مدیترانه وخاور میانه 7- اروپا 8- آمریکای شمالی در زیر نظر هریک از این کنترل مناطق شاخه ها وبخش هائی که مسئول یک یا چند کشورند فعالیت می نمایند .عملیات خارجی موساد به دو طبقه اصلی تقسیم می شود : طبقه اول در خاورمیانه به عنوان خط اول دفاعی وطبقه دوم سایر نقاط جهان است اسرائیل مصر را به عنوان هدف اصلی حوزه ای برای اسقرار شبکه اطلاعاتی برگزیده است وبعد از ان اولویت های بعدی سوریه وسایر کشور های متخاصم با اسرائیل اند . مقر موساد در خارج از منطقه عربی خاورمیانه اکثرا تحت پوششهای دیپلماتیک در داخل سفارت خانه ها وکنسولگری های اسرائیل است .موساد در ایالات متحده ، اکثر پایتخت های اروپایی ترکیه ، ایران (پیش از پیروزی انقلاب ) ومراکز استراتژیک در آمریکای لاتین ، افریقا وخاور دور پایگاه هایی دارد وعملیات گوناگونی از روابط وابسته رسمی با سرویس های میزبان برای رد وبدل نمودن اطلاعات تا انجام عملیات ویژه اجرائی که مستقیما علیه اهداف اسرائیل می باشد به انجام می رساند . به عنوان مثال در سوئیس اسرائیل دارای یک سفارت در برن ویک سر کنسولگری در زوریخ می باشد که پوشش لازم را برای افسران اداره جمع آوری که در عملیات یکجانبه دخالت دارند بوجود می آورند این تاسیسات دیپلماتیک روابط نزدیکی با کشور سوئیس در سطح داخلی نیز بر قرار نموده ودر زمینه عملیات آشکار نظیر امنیت فیزیکی از مقامات اسرائیلی وتاسیسات تجاری در این کشور وحفاظت اعضا ءکادر اسرائیلی وملاقات کنندگان اسرائیلی همکاری می کند همچنین همکاری نزدیکی بین اسرائیل وسوئیس در زمینه های علمی وتکنیکی مرتبط به عملیات اطلاعاتی امنیتی برقرار است .شایان ذکر است ایران پس از پیروزی انقلاب در چند مورد اقدام به خرید تجهیزات تولید سموم شیمیائی کشاورزی از سوئیس نمود که در هر مورد پس از تحویل در گمرک سوئیس به دلیل احتمال دو منظوره بودن سیستم ها توسط موساد قبل از بارگیری منفجر شد . ۳- عمليات اداری انتخاب رئيس موساد مستقيما بر عهده نخست وزير است ودر اين انتخاب هيچ احتياجی به تصويب کابينه ويا حتی مجلس نيست . موساد دارای يک برنامه منطقی ارتقاء مشاغل نمی باشد سازمان افسرانی را که در ماموريت های محوله موفق بوده اند تا مشاغل عالی مديريت ارتقاءرتبه می دهد ونتيجه اينگونه رويه ها سبب در هم ريختگی شده است زيرا اغلب ، بعضی از مجريان موفق عملياتی ضرورتا مديران واداره کننده گان لايق وعالی نبوده اند. الف تعليمات وآموزش : دوره آموزشی موساد مشتمل بر دروس اساسی عملياتی باری اعضا جديد وپر سنل معمولی است . ازجمله دروس عمومی عملياتی ودروس تخصصی عمليات صحرائی مرتبط به مشاغل می باشد .همه افسران جديد ، ملزم به گذراندن دروس پايه عملياتی به مدت چهار ماه ، قبل از شورع به انجام وظايف ومشاغل می باشند. کليه دوره آموزش تقريبا دو سال به طول می انجامد وبطور کلی به دوازده کلاس تقسيم ميشود.و اکثر دوره آموزشی در حومه تل آويو گذرانده می شود .مدرسين اين دروس معلمين دائمی وافسران اطلاعاتی که موقتا بدين وظيفه گمارده شده اند وکادر های اداره مر کزی موسادمی باشند که شامل رئيس موساد ومديران ادارات است ، که گاهی در رشته تخصصی خويش سخنرانی می نمايند . هر سه سرويس ، مدرسه عالی مشترکی را در بيت المقدس اداره می نمايند که دروس تخصصی را به مدت دو تا سه ماه در مسائل سياست های بين المللی ، هدفهای سياسی واقتصادی اسرائيل ، وسائل و تجهيزات تکنيکی جديد عملياتی ومطالعه آخرين اطلاعات درباره سرويس های اطلاعاتی خارجی می گذرانند . همه افسرانی که در اواسط سابقه کاری خود هستند ملزم به شرکت در اين مدرسه عالی می باشند .طبق آخرين دانسته ها حدود ۴۰ تا ۵۰ دانشجو در يک دوره اين دروس اسم نويسی می کنند .تعدادی از افسران جوان موساد که در بعضی رشته های آموزش عالی ويا زبان های خارجی ضعيف می باشند برای کسب درجات عالی به دانشگاه های خارج از اسرائيل فرستاده ميشوند وهمزمان با استفاده از پوشش تحصيلی به فعاليت های عملياتی خارج دروس دانشگاهی خود می پردازند. يکی از اهداف تثبيت شده در سرويس های امنيتی واطلاعاتی اسرائيل تسلط کامل تمامی افسران به زبان عربی است . دروس فشرده زبان عربی به مدت ۹ ماه هر سال در حومه تل آويو به دانشجويان سرويس ها تدريس می شود . همه افسران موساد در استفاده از سلاح های کوچک آموزش ديده و ملزم به شليک آنها در مقاطع زمانی مرتبی می باشند . ب حقوق ومزايا رئيس موساد يک افسر ، در ليست درجه يک حقوق سرويس های غير نظامی است .او حقوق قابل توجه ومزايای پذيرائی دريافت می کند .بر طبق آخرين دانسته ها چندين رتبه درجه ۲ و۳ برای افسران موساد وجود دارد . حقوق متوسط ماهانه افسران موساد بع از کسر ماليات بعلاوه پاداش ومزايای خانوادگی و مسکن مجموعا ۴۰۰۰ لير اسرائيل می باشد اين افسران مزايا ومخارج پذيرائی نيز در يافت داشته ويک وسيله نقليه سواری به انضمام هزنيه های مربوط به سوخت آن به آنا ن داده ميشود .مدارک عالی دانشگاهی افسران اطلاعات را به رتبه بالاتر حقوقی خواهد برد .بنابراين يکی از مديرانی هيئت رئيسه ، با داشتن درجه عالی تحصيلی ، در آمدی مشابه رئيس کل سازمان دارد .افسران مامور در خارج از اسرائيل مزايا وفوق العاده زندگی قابل توجهی در يافت می کنند که مطابق آنچه که بايد به يک افسر امور خارجه معمولی داده شود می باشد وبای رعايت پوشش توسط وزارت امور خارجه پرداخت می شود . به هر حال اگر يک افسر نيازمند آپارتمان بزرگ تر با خانه ای برای ملاقات وارائه کار ، مقاصد عملياتی ويا ضروريات خانوادگی باشد سرويس او بی سر وصدا تفاوت مخارج را خواهد پرداخت. 3- ویژگی های موساد آن گونه که مشهور است سازمان اطلاعاتی اسرائیل در سطح جهانی بسیار نیرومند ظاهر شده وجز سرویس های بین اللملی شناخته شده است که البته این تماماَ واقعی نیست اما به هر حال برخورداری ازچند ویژگی مهم عملا این سازمان را قوی تر از سرویس های منطقه ای دیگر قرار داده است . این ویژگی ها مختصرا به قرار زیر اند : 1-این سازمان با عقد قرار داد های محرمانه تا کنون موفق به ایجاد ارتباط اطلاعاتی و متعاقب آن ارتباط سیاسی با کشور های مختلفی چون اریتره سومالی سنگاپور سریلانکا مصر وبلاخره ترکیه گردیده است ( جدا از روابط با کشور های صنعتی ) که این امر مقبولیت عام تری نسبت به سازمان های انزواطلب برای موساد ایجاد نموده است . 2- برخورداری ازبودجه عظیمی که توسط آژانس جهانی یهود وسرمایه داران بزرگ یهودی تبار وکمک مستقیم دولت آمریکا تامین می شود موساد را به منابع مالی عظیمی که از سطح یک کشور فراتر است وصل نموده وقدرت مانور آن را به مراتب افزایش می دهد . 3- بهره بری از عوامل مستعد یهودی غیر اسرائیلی که ساکن وشهروند کشور های مختلفی بوده وتوانایی ایجاد پوشش های عملیاتی را برای سازمان موساد دارند . چنین افرادی به دلیل سکونت طولانی ونسل اندر نسل پوشش های دائمی مستحکمی ایجاد کرده اند که با شرکت جنبی دریکی دو عملیات شکستنی نخواهد بود. 4-استفاده مستقیم از عناصر غیر اطلاعاتی در بخشی از امور اطلاعاتی مانند نشان ، رابط انسانی و آدرس واسطه که سبب صرفه جویی در نیروی کادر موساد می گردد. 5-بهره برداری از یهودیان مهاجری که غالبا دارای تابعیت های مضاعف بوده وبدین وسیله مدارک پوششی از نوع کاملا واقعی را در اختیار موساد قرار می دهند چنین افرادی علاوه بر مدارک اشراف کامل به زبان و نوع لهجه های کشور هدف تسلط داشته با آداب ورسوم محل آشنایی دارند وبرای انجام نفوذ غیر قانونی محتاج هیچ نوع آموزش عادی سازی نیستند . از آنجائیکه چنین آموزشهایی بعضا تا هشت سال طول میکشد ، ارزش مهره های مهاجر در سرویس اطلاعاتی بارز تر میشود . 6-انتساب بعضی از امور غیر اطلاعاتی ( نظامی ، سیاسی ، اقتصادی وتجاری) به موساد که سابقه موفقیت آمیزی داشته است . آنگونه که پیداست غالب امور غیر اطلاعاتی که زمینه مساعدی برای رشد صهیونیسم در سطوح منطقه ای یا جهانی داشته ، به طرز ماهرانه ای به موساد نسبت داده شده اند
الف- ایستگاه های جمع آوری موساد موثر ترین شویه جمع آوری اطلاعات پنهان ، استقرار در منطقه هدف است اما از آنجا که نمی توان تشکیلات عریض وطویلی مشتمل بر دوایر مهمی چون جمع آوری بررسی اطلاعا ت واصله وهدایت عملیات پنهانی را به کشور دیگر انتقال داد سازمان های اطلاعاتی با بهره گیری از عناصر نخبه اطلاعاتی اقدام به تاسیس ایستگاه های جاسوسی در قلب کشور های خصم کرده وبه این وسیله نیازمندی های اطلاعاتی خویش راتامین می کنندبرخی ازاین ایستگا ه ها شامل یک نفر وبرخی دیگر تا تعداد قابل ملاحظه ای مثلا هفت نفر را در خود جا داده اند . بر اساس نوع پوشش های متخذه برای استقرار یک ایستگاه جاسوسی میتوان به ایستگاه قانونی ، نیمه قانونی وغیر قانونی اشاره نمود . اما مهم این است که صرف نظر از نوع پوشش وتعداد افراد، این نوع ایستگاه ها دارای سازماندهی معینی متشکل از یک رئیس یک معاون ویک عنصر رمز وارتباط وچند نفر رهبر عملیات پنهانی هستند که بر اساس نوع ماموریت ممکن است دارای تخصص های گوناگونی چون امور نظامی سیاسی اقتصادی هسته های میکروبیولوژی وغیره باشند در صورتی که پوشش ایستگاه قانونی باشد قسمت های دیگری از جمله حراست کامپیوتر وضد جاسوسی نیز به پایگاه اضافه می شوند زیرا در هر سفارت چند تن دیپلمات وکارمند عادی به غیر از نیروهای اطلاعاتی حضور دارند ووظیفه حفاظت اطلاعاتی دستگاه های امنیتی حکم می کند که با به کارگیری نیروهای مناسب در مقابل تحرکات ضد امنیتی سازمان های رقیب ازایشان حراست لازم به عمل آید . در ایستگاه نیمه قانونی میتوان از پوشش شرکت های تجاری بهره گرفت که لازمه آن استفاده از مدارک اصلی اسرائیلی است . بنابراین پوشش نیمه قانونی دارای محدودیت بوده وتنها برای کشور های دوست مانند ترکیه وبرخی کشور های اروپایی کار برد دارد . بعید نیست یکی از دلایل تلاش تل آویو درراستای ایجاد ارتباط اقتصادی با کشور های عربی منطقه بهره برداری از همین پوشش باشد . نوع سوم ایستگاه های جاسوسی موساد ایستگاه غیر قانونی است که در آن از مدارک شخصی وشغلی کشور ثالث برای نقوذ به منطقه هدف استفاده می شود .البته با توجه به امکانات شخصی مامور نقوذی احتمالا بهره برداری از مدارک پوشش کشور هدف نیز وجود دارد که این عمل مستلزم خطر پذیری بیشتری است . ب – موساد در ایران تا قبل از پیروزی انقلاب اسلامی در ایران ، رئیس پایگاه قانونی موساد در ایران سرگردی ایرانی الاصل ویهودی به نام یعقوب نیمرودی بود که دو کار مهم در رابطه با ایران را دنبال می کرد : 1. نفوذ در هیات حاکمه : به عنوان رابط اصلی دولت اسرائیل .او در این راستا با ساواک ودستگاه های اطلاعاتی ایران همکاری تنگاتنگی داشته وهمه جا به دنبال کسب خبر ودستیابی ودر صورت امکان مهره چینی بوده است . وی به کمک یهودیان ثروتمند ایرانی تاپنهان ترین زوایای هیات حاکمه وقت نفوذ کرده بود . 2. هدایت عملیات پنهان موساد بر علیه عراق : تا پیش از پیروزی انقلاب موساد حداقل سه پایگاه مرزی در شهر های غربی وجنوب غربی ایران بر ضد عراق بر قرار نموده که متجاوز بیست سال به فعالیت اطلاعاتی مشغول بودند البته با وجود رابطه خوبی که بین موساد وساواک وجود داشت عوامل اطلاعاتی اسرائیل هرگز ایرانیان را در جریان جمع آوری اطلاعات وعملیات پنهانی خود درعراق قرار نداده اند . از سوی دیگر پس از پیروزی انقلاب نیز موساد دست از دخالت اطلاعاتی در ایران برنداشته بلکه با تغییر ایدئولوژی در نظام وتبدیل ایران به یک کشور هدف ودشمن توسط عناصر یهودی اعم از ایرانی وغیره وبعضا حتی مسلمانان موارد متعددی از نفوذ وخبر چینی وجاسوسی کلاسیک با ابزار پیشرفته ارتباطی را به خدمت گرفت . جمع آوری اطلاعات به دست آمده از جاسوسان دستگیر شده موساد حاکی ازآن است که اهداف جمع آوری پنهان موساد در ایران به شرح ذیل است : 1. هم پیمانی با CIA : لیست نیازمندی های مکشوفه ا ز بعضی جاسوسان اسرائیلی در ایران بیان گر این نکته است که انان به دنبال اهداف اطلاعاتی آمریکا درباره توانمندی های نطامی ایران در خیلیج فارس بوده اند . 2. هم پیمانی با منافقین : بررسی دقیق تخلیه های تلفنی منافقین که با تسلط به زبان فارسی از بیرون مرز ها صورت می گیرد نشان دهنده لیست نیازمندی های اطلاعاتی اسرائیل از ایران می باشد که عموما شامل توانمندی های سیاسی اقتصادی نظامی ایران بوده وبعضا شامل مراحل ساخت موشک های دور برد وتلاش های صورت گرفته برای تهیه بمب هسته ای وغیره می باشد . 3. دشمنی سر سختانه با ایران اسلامی : ماهواره اسرائیلی افق 3 که در هر 90 دقیقه یک بار از شمال تهران می گذرد تنها بخشی از جمع آوری های هدفمند و پردامنه بر ضد ایران به شمار رفته وسایر موارد شامل استراق سمع ایستگاه های مخابراتی داخل کشور تلاش در نفوذ به نمایندگی های سیاسی ایران در خارج از کشور که برخی از آنان کشف شده اند نیز حضور گسترده در جمهوری آذربایجان وتحریک سردمداران آن کشور علیه ایران عقد قرارداد های امنیتی با آنکارا ودخالت در شمال عراق تنها گوشه ای از این دشمنی فراگیر هستند . از سال 1997 به صورت مؤثر به کار گرفته شده است. گفته میشود موساد تعداد زیادی از چنین "منابعی" را در داخل سازمان دارد. در اکثر موارد، جذب این منابع بدون اطلاع سازمان صورت میگیرند. دلیلش هم ساده است؛ "موساد به اطلاعاتی که از طریق سازمان دریافت میکند اعتماد ندارد ودر نتیجه به دسترسی مستقیم به اطلاعات نیازمند است". اکثر این "منابع" در اروپای غربی مستقر هستند، با این وجود، حظور حداقل یک عامل موساد در شعبه امریکای شمالی سازمان محرز است. «رامش سپهرراد »که در ناحیه واشنگتن ساکن است در اوایل سال 1997 توسط دوست پسرش که یک امریکایی یهودی تبار است جذب موساد شد.* سپهرراد ثابت کرده که یک حلقه کلیدی در اتصال موساد- منافقین در سالهای اخیر بوده است. آژانسهای اسراییلی از طریق وی اطلاعات دروغ را به خورد "علیرضا جعفرزاده" میدهند و به این ترتیب از طریق شبکه های رسانه ای "فاکس" در جهان پخش میشود. سپهرراد همچنین اطلاعات دروغ را به "هدایت مستوفی" و "علی صفوی" دو عضو قدیمی منافقین که در فعالیتهای تبلیغاتی سازمان شخصیتهای کلیدی هستند منتقل میکند. سپهرراد که دائما به اسراییل سفر میکند، اکنون یک عامل کهنه کار موساد محسوب میشود. در واقع گفته میشود که وی عملیاتهای جاسوسی هدایت شده ای از جانب موساد را انجام داده است که کلا ربطی به منافقین و ایران نداشته اند. بعضی از این عملیاتها به جاسوسی در گردهماییهای فمینیستی عرب و طرفدار فلسطین، در ایالات متحده مربوط میشود. شیوه دوم، کنترل از طریق رابط مستقیم موساد در سازمان است. در این مورد منافقین کاملا از معامله با افسران و عوامل موساد آگاه هستند. از تابستان 1996 موساد اغلب دو مأمور در صحنه را در رده های سازمان قرار داده است. تیم امنیتی سازمان که قبلا ابراهیم ذاکری آن را رهبری میکرد و اکنون به طور عمده توسط بیژن رحیمی هدایت میشود، اغلب این افسران را به عنوان هواداران "خارجی" سازمان معرفی میکنند. این پوشش معمولا برای کاستن از ترس و سوء ظن اعضاء و هواداران، کافی است. این مأموران صحنه اغلب، اما نه همیشه، افسران معتبر موساد هستند و دارای شهروندی اسراییل هستند. این حضور در داخل رده های سازمان، پوششی مناسب برای انتقال دوجانبه اطلاعات فراهم میکند و در ضمن موساد را قادر میسازد تا بر سازمان اشراف مستقیم و آزاد داشته باشد. یکی از این عوامل صحنه موساد، یک هلندی به نام "ادوین جونکیر" بود. جونکیر که در اواخر دهه سی سالگی اش میباشد و ظاهرا ریشه های یهودی دوری دارد، در اواخر دهه 1980 در هلند جذب موساد شد. در نگاه اول به جونکیر، مأمور بودنش غیرمحتمل به نظر میرسد، چرا که آرام، از نظر جسمانی ترسو و از نظر اجتماعی ناشی است. با وجود این در زیر این لایه بی کفایتی، جاسوسی بسیار باانگیزه و ماهر با حافظه ای قوی و چشمانی بی عیب برای ثبت جزئیات قرار دارد. جونکیر به خاطر این واقعیت که اسراییلی نیست هیچوقت نمیتواند یک افسر موساد بشود، اما با این همه در وفاداری اش به اسراییل هرگز تردیدی وجود نداشته است. در اوایل تا اواسط دهه 1990، جونکیر در سازمانها و جوامع عربی در لاهه و آمستردام برای موساد جاسوسی میکرد. سرویس اطلاعاتی هلند از هر نظر از فعالیتهای وی آگاه بود. در واقع بی.وی.دی (سرویس اطلاعاتی هلند) رابطه جونکیر با موساد را تحمل میکرد چون فعالیتهای وی تهدیدی برای امنیت ملی هلند نبودند. جونکیر در سال 1998 به عنوان یک هوادار "خارجی" در شبکه هواداران منافقیین در هلند جای داده شد. ابراهیم ذاکری شخصاً مسؤول این "جایگذاری" بود و همه ارتباطات اولیه با ستاد موساد در لاهه را بر عهده داشت. جونکیر خیلی زود با محیط سازمانی مأموریت جدیدش وفق پیدا کرد و حتی خیلی زود از شبکه هواداران منافقیدین در هلند یک دوست دختر برای خود اختیار کرد. در جولای 1999، جونکیر همراه با چند تن از هواداران منافقیین به منظور شرکت در راهپیماییها در واشنگتن، از هلند به ایالات متحده سفر کرد. جونکیر ظاهرا تحت تأثیر سازمان و انگیزه منافقیین قرار گرفته بود و در برگشت به هلند یک گزارش جانبدارانه از آنها، برای مرکز فرماندهی موساد نوشت.** این گزارش طبقه بندی شده، به واحد مسؤول پرونده منافقیین در موساد سفارش میکرد که به سازمان به عنوان سرمایه بلندمدت نگاه کنند. از هر جهت سفارش جونکیر جدی محسوب شده بود چرا که سالهای بعد شاهد افزایش شدید تماس موساد با سازمان بودند. سال بعد، در اوج فعالیتهای تروریستی منافقیین در تهران و دیگر شهرهای اصلی، جونکیر مأموریت یافت با هیأتی به تهران سفر کند تا تأثیر واقعی حملات تروریستی اخیر منافقیین را ارزیابی کند. این هلندی قرار بود با دوست دختر ایرانی اش که ظاهرا وظیفه ای مشابه اما جداگانه از طرف منافقیین داشت، سفر کند. سرویس اطلاعاتی هلند (بی.وی.دی) که احتمالا توسط همتایان بریتانیایی شان مطلع شده بودند، فهمیدند که سرویسهای امنیتی ایرانی از مأموریت جونکیر با خبر هستند و به احتمال زیاد دستگیری او و دوست دخترش در پرواز برگشت به آمستردام را طراحی کرده اند. ارتباط بریتانیا با این موضوع پذیرفتنی است، چرا که ام.آی.شش و ام.آی.پنج هر دو از نظر تاریخی از روابط نزدیکی با سرویسهای اطلاعاتی هلند بهره میبردند.*** به هر صورت مقامات هلندی به سرعت عمل کردند تا هم مأموریت موساد و هم مأموریت منافقیین را خنثی کنند، و در نتیجه جونکیر و دوست دخترش را از بازداشت حتمی در ایران نجات دادند. از آن هنگام به بعد، بی.وی.دی فشار زیادی را بر ستاد موساد در لاهه وارد کرد تا جونکیر را از شبکه منافقیین در هلند خارج کند. تکمیل این فرآیند دو سال طول کشید و اکنون جونکیر دیگر مأمور صحنه موساد در داخل منافقیین نیست. با وجود این گفته میشود وی ارتباط با عناصر ثانوی در شبکه منافقیین در کشور را حفظ کرده است. موساد مأمور صحنه دیگری را در هلند جایگزین جونکیر نکرده است، اما به گفته منابع نزدیک به سرویس اطلاعاتی اسراییل، این آژانس اکنون یک مأمور صحنه در شعبه ایتالیایی منافقیین دارد. خاتمه به گفته منابع نزدیک به جامعه اطلاعاتی اسراییل، رهبران و سیاستگذاران اسراییلی از حجم تماس موساد با منافقین خلق اطلاع ندارند. احتمالا دلیل خوبی برای این امر وجود دارد، چرا که احتمالا رهبران سیاسی اسراییل چنین رابطه عمیقی با سازمانی که حتی بسیاری در اسراییل معتقدند محکوم به شکست است را محکوم خواهند کرد. روشن است که موساد، منافقیین را کاملا در اختیار دارد و آن را به دلخواه کنترل میکند و بر آن تأثیر میگذارد. گرچه این کنترل در حال حاضر اهداف تبلیغاتی مؤثری دارد، تشخیص اهداف اطلاعاتی اسراییل از این رابطه، در میان مدت یا بلندمدت دشوار است. برای منافقین، جذب داوطلبانه توسط سرویسهای اطلاعاتی اسراییلی را قطعا باید به عنوان یک نزول هولناک به اعماق فاحشه گری سیاسی رده بندی کرد که حتی آنها هم نمیتوانند توجیه کنند
موساد و منافقین پیشینه در جوامع اطلاعاتی، آکادمیک و ژورنالیستی، این اتفاق نظر وجود دارد که اسرايیل حرفه ای ترین، با انگیزه ترین، مؤثرترین و مجرب ترین سرویسهای اطلاعاتی را دارا است. این هم رأیی ممکن است گاهی درباره قابلیتهای سرویسهاي اطلاعات اسراييل غلو کند، اما با این همه شکی نیست که موساد، شاباک و دیگر آژانسهاي امنيتي اسرائيل، از جمله توانمندترينها در جهان هستند. گرچه سازمان اطلاعات اسراييل به خاطر ترور فعالان عرب و فلسطینی در طول چهار دهه گذشته در سراسر جهان، مشهور و رسوا شده، علت اصلي اشتهارش به عنوان قابلترین دستگاه اطلاعاتی، توانایی اش در نفوذ، کنترل و تأثیرگذاری بر سازمانهای هدف میباشد. از این فنون میتوان علیه سازمانهای دوست و دشمن استفاده کرد. مثلا گفته میشود اسراییلیها کاملا در مقرهای اداری و عملیاتی سازمان آزادیبخش فلسطین در تونس، در دهه 1980 نفوذ کرده بودند. جالب توجه این که اسراییلیها از برخی فنون مشابه برای کنترل متحدانشان در ارتش منحل شده جنوب لبنان (اس.ال.ای) که "آنتوان لهد" رهبرش بود استفاده کردند. نکته مهمی که باید در اینجا مورد توجه قرار گیرد این است که سرویس اطلاعاتی اسراییل، تا آنجا که به نفوذ و تأثیرگذاری مربوط میشود، با سازمانهای دوست و دشمن به طور یکسان رفتار میکند. در مورد سازمان منافقین خلق که از سال 1996 رابطه نزدیکی را با اطلاعات اسراییل حفظ کرده، به طور خاص دو شیوه کنترل مورد استفاده قرار میگیرند. اولی جذب فعال هواداران سازمان است. در اکثر موارد سازمان از جذب این افراد بی اطلاع است. به عبارتی، اسراییلیها به صورت محرمانه این افراد را جذب میکنند تا در داخل سازمان جاسوسی کنند. دومین شیوه، پیرامون مدیریت ارتباطات با سازمان از طریق افسران موساد در صحنه، دور میزند. بدون شك نياز به افزايش سرمايه گذاري در بخش جمع آوري اطلاعات جاسوسي از مهمترين نتايجي بود كه كميته هاي تحقيق نظامي ارتش رژيم صهيونيستي كه براي شناخت عوامل ناكامي در تحقق اهداف تعيين شده از سوي حكومت ايهود اولمرت در جنگ عليه حزب الله كه بدنبال ربوده شدن دو نظامي رژيم صهيونيستي آغاز شد، تشكيل شده بود، بدان دست يافتند. كوتاهي در جمع آوري اطلاعات جاسوسي در جنگ دوم لبنان كه در نهايت به ناتواني رژيم صهيونيستي در يكسره كردن جنگ به نفع خود- علي رغم داشتن برتري هاي فراوان بر حزب الله- از موضوعات روشن براي اين كميته ها بود. سازمان اطلاعاتي رژيم صهيونيستي در پيش بيني احتمال به اسارت گرفته شدن دو نظامي رژيم صهيونيستي از سوي حزب الله شكست خورد و از سوي ديگر زمانيكه تل آويو آغاز جنگ را اعلام نمود معلوم شد كه سازمانهاي اطلاعاتي، گزاره هاي دقيقي در مورد مكان مهمات و نصب موشكهاي حزب الله در دست ندارند و همين امر به حزب الله فرصت داد تا شليك موشك ها را حتي تا آخرين روز جنگ ادامه دهد، امري كه به مهاجرت ده ها هزار رژيم صهيونيستيي از شهركهاي شمالي منجر شد كه آثار بسيار مخربي بر روحيه مردم رژيم صهيونيستي داشت. در بحبوحه سخن از نتايج اين جنگ بسياري از رهبران ارشد اطلاعات و انديشمندان استراتژيست رژيم صهيونيستي تأكيد داشتند كه اطلاعات جاسوسي در حقيقت بخش اصلي نظريه امنيتي اين رژيم است. "شلومو گازيت" رئيس اسبق شعبه اطلاعات رژيم صهيونيستي مي گويد: "جمع آوري اطلاعات دقيق همواره به اسراييل توان وارد آوردن ضربات سنگين و برق آسا بر ارتش هاي عربي و جنبشهاي مقاومت فلسطين را فراهم كرده است و به كوتاه شدن دوره هاي جنگ با كشورهاي مذكور منجر شده است. امري كه بازگشت سريع زندگي عادي به رژيم صهيونيستي را به دنبال داشت". از سوي ديگر "امير اورن" كارشناس امنيتي رژيم صهيونيستي مي گويد: "توان رژيم صهيونيستي براي دستيابي به اطلاعات ممتاز، امكان حفظ ارتش كوچك نظامي را فراهم كرده است به گونه اي كه نيروهاي ذخيره تنها در صورت آغاز جنگ هجومي عليه دولت به كار گرفته مي شوند". "أورن" تأكيد مي كند كه واقعيت تكيه 70 درصدي ارتش رژيم صهيونيستي بر نيروهاي ذخيره به معني اين است كه توان اعراب براي طولاني كردن زمان جنگ به نتايج فاجعه آميز براي رژيم صهيونيستي منجر خواهد شد و از اين روست كه نياز مبرم به اطلاعات جاسوسي دقيق از"دشمن عربي" احساس مي شود. ژنرال"گادي ايزنكوف" فرمانده منطقه شمالي ارتش رژيم صهيونيستي مي گويد: "از بديهيات است كه نبود اطلاعات بي نظير جاسوسي به اين معني است كه سخن از برتري بي نظير نظامي اسراييل هيچ ارزشي ندارد". وي مي افزايد: "نيروي هوائي كه بازوي استراتژيك اسراييل در جنگ با كشورهاي عربي است، در صورت نداشتن اطلاعات كافي در مورد مكان دقيق هدف، هرگز نمي تواند اقدامي بكند همچنانكه يگانهاي ويژه نيز در صورت عدم تجهيز به اطلاعات دقيق در مورد هدف هرگز نمي تواند به قدرت و نبوغ خود ببالد". اما به نظر مي رسد سهم مزدوران و اطلاعات جاسوسي در مواجهه با جنشبهاي فلسطيني كاملا روشن است. ده ها حكم صادره از سوي دادگاههاي فلسطيني عليه ده ها مزدور در طول انتفاضه دوم، بيانگر آن است كه بدون اطلاعاتي كه مزدوران در اختيار رژيم صهيونيستي قرار مي دهند ارتش صهيونيستي نمي توانست هيچ كدام از عمليات ترور و حذف فيزيكي رهبران و عناصر جنبشهاي مقاومت را به انجام برساند و گذشته از آن هرگز قادر به انجام عمليات ربايش و بازداشت مبارزان فلسطيني نبود و اين امري است كه همه رهبران "سازمان اطلاعات داخلي رژيم صهيونيستي" ("شاباك) كه اساسا مأمور جذب و بكارگيري مزدوران فلسطيني را بر عهده دارد، به آن اذعان دارند و به توان خود براي بكارگيري مزدوران براي مواجهه با مقاومت مي بالند. كتاب" آن كه براي كشتن تو مي آيد" نوشته "يعكوف بيري" رئيس اسبق "شاباك" كه چند سال پيش منتشر شد، حاوي اطلاعاتي در مورد حجم بالاي سهم مزدوران در انجام عمليات ارتش و سازمان اطلاعاتي رژيم اشغالگر است. با دقت در تحقيقات انجام شده از سوي دستگاههاي امنيتي و گروههاي فلسطيني از مزدوران مي توان دريافت كه برخي از اين افراد خود شخصا به عمليات ترور يا تلاش براي عملي كردن ترور فعالان اقدام كرده اند. برخي از اين مزدوران به ايفاي نقش مستقيم در اقدامات جنگي نيروهاي اشغالگر اعتراف كرده اند. در يك كنفرانس مطبوعاتي كه يكسال و نيم پيش از سوي دستگاه ضد اطلاعات فلسطين در نوار غزه تشكيل شد، يكي از مزدوراني كه "شاباك" در ميان شاخه نظامي يكي از گروههاي فلسطيني كار گذاشته بود، اعتراف كرد كه وي اقدام به بي اثر كردن بمب هاي دستي مي كرد كه جبنش هاي مقاومت بر سر راه نيروهاي اشغالگر در يورش به شهر رفح(محل زندگي اين مزدور) كار مي گذاشتند. *تبلور اهداف اطلاعاتي(جاسوسي) جنگ دوم لبنان(جولاي 2006) در سايه ابراز نگراني رژيم صهيونيستي از دو پديده خطرآفرين براي امنيت استراتژيك آن يعني "برنامه هسته اي ايران" و "جنبش هاي جهادي جهان" ادامه پيدا كرد. همزمان رژيم صهيونيستي نمي تواند از توجه به كشورهاي عربي با نفوذ در جهان عرب و به طور مشخص مصر و سوريه غافل باشد، همچنانكه صحنه فلسطين نيز پس از پيروزي جنبش حماس و ادامه مقاومت چالش بزرگي براي رژيم صهيونيستي است و سخن در مورد احتمال حمله زميني براي اشغال دوباره اكثر مناطق غزه افزايش يافته است. همه اين چالشها باعث شد كه اهداف استراتژيك زير تعريف شود: اول: ايهود اولمرت نخست وزير رژيم صهيونيستي اخيرا به عنوان مسئول مستقيم سرويس هاي اطلاعاتي تصميم گرفت كه مأموريت مواجهه با خطر "جنبش هاي جهادي سراسر جهان" و همچنين "پرونده هسته اي ايران" را به سرويس اطلاعات خارجي"موساد" محول كند و به اين ترتيب موساد را مأمور جمع آوري اطلاعات جاسوسي از جنبش هاي جهادي و برنامه هسته اي ايران و همكاري با آژانس جاسوسي آمريكا(سيا) در اين زمينه نمود. دوم: افزايش عمليات جمع آوري اطلاعات جاسوسي از كشورهاي عربي به ويژه مصر و سوريه. ممكن است رژيم صهيونيستي جمع آوري اطلاعات جاسوسي از سوريه را اين گونه توجيه كنند كه با سوريه در وضعيت جنگي بسر مي برد اما شنيدن توجيهات اين رژيم در مورد جمع آوري اطلاعات از مصر كه صاحب معاهده صلح با رژيم صهيونيستي، جالب خواهد بود. ژنرال "يوسي كابروفيسر" كه منصب رياست بخش پژوهشهاي شعبه اطلاعات نظامي رژيم صهيونيستيي معروف به "أمان" را بر عهده داشت مي گويد: "مصر در درجه نخست اهداف استراتژيك قرار دارد". وي اندكي پس از ترك منصب خود و بازگشت به زندگي غيرنظامي در مصاحبه با كانال10 تلويزيون رژيم صهيونيستي در تاريخ 2/3/2006 گفت:" امضاي معاهده كمپ ديويد چندان توجه اراييل به پيگيري جريانات مصر را تغيير نداد زيرا اطميناني وجود ندارد كه مصر پايبندي خود به اين معاهده را ادامه دهد". اما برخي مسئولان ارشد رژيم صهيونيستي در اظهارات خود پيرامون مصر كمتر جانب احتياط را رعايت مي كنند. "اويگدور ليبرمن" نائب نخست وزير رژيم صهيونيستي و مسئول امور استراتژيك حكومت در سخناني در نشست نمايندگان حزب"اسراييل بيتنا"(اسراييل، خانه ما) در كنيست در تاريخ 12/1/2007 مي گويد:" بايد هوشيار باشيم كه در هنگام نگهباني خوابمان نبرد، معاهده صلح با مصر به منزله بيمه عمر نيست، ما بايد نهايت احتياط را داشته باشيم، بايد سعي كنيم مصر از سيستم هاي سلاحي كه مي تواند تهديد استراتژيك براي ما باشد، دور بماند". همين گفته هاي "كابروفسير" و" ليبرمن" براي درك تلاش هاي سازمانهاي اطلاعاتي رژيم صهيونيستي و بويژه موساد براي كارگذاري مزدوران در مصر با هدف جمع آوري اطلاعات جاسوسي، كافي است و آخرين فردي كه به اين اتهام دستگير شد مهندسي بود كه در مركز انرژي اتمي مصر فعاليت مي كرد و به اتهام ارتباط با سرويسهاي جاسوسي رژيم صهيونيستي دستگير شد. با وجود اينكه رژيم صهيونيستي رسما هر گونه رابطه با اين مهندس را رد كرد اما "ايتان هابر" رئيس دفتر نخست وزير اسبق رژيم صهيونيستي(اسحاق رابين) و تحليلگر برجسته روزنامه صهيونيستيي كثير الإنتشار "يديعوت آحارنوت" كه چندين كتاب در مورد سرويسهاي اطلاعاتي رژيم صهيونيستي تأليف كرده است، در تفسير اين خبر طي مصاحبه با كانال 2 تلويزيون رژيم صهيونيستي در تاريخ 18/4/2007 مي گويد:"تأسيس سرويس هاي اطلاعاتي بر فرضيه كارگذاشتن مزدور در تمامي نهادهاي مهم جهان عرب براي بدست آوردن اطلاعاتي است كه مي توان بر اساس آن تصميمات مناسب سياسي و نظامي اتخاذ كرد و جمع آوري اطلاعات از كشورهاي عربي بر عهده سرويس"موساد" و"أمان" است". سوم: ادامه اقدمات عليه جنبش هاي مقاومت فلسطين زيرا كه آن ها به علت نزدكي به عمق رژيم صهيونيستي از اهداف پر اهميت اطلاعاتي به حساب مي آيند. جمع آوري اطلاعات در اين زمينه را سرويس اطلاعات داخلي معروف به "شاباك" بر عهده دارد كه به طور عملي در عمليات تعقيب مبارزان فلسطيني مشاركت مي كند. *جمع آوري اطلاعات از منابع انساني و الكترونيكي رهبران سرويسهاي اطلاعاتي رژيم صهيونيستي در مورد برتري جمع آوري اطلاعات جاسوسي در مورد جهان عرب توسط منابع انساني و يا از طريق كارگذاري مزدوران عرب در كشورهاي عربي مورد هدف، هيچ اختلاف نظري ندارد. "آوي ديختر" وزير امنيت داخلي رژيم صهيونيستي كه در گذشته سمت رياست سرويس "شاباك" را بر عهده داشت، مي گويد: اطلاعاتي كه از طريق نيروي انساني بدست مي آيد، غالبا مطمئن تر از اطلاعاتي است كه از طريق وسائل الكترونيكي از قبيل دستگاههاي شنود و ماهواره هاي بدست مي آيد. وي همچنين تأكيد مي كند كه برخي اطلاعات حياتي را جز از طريق منابع انساني نمي توان بدست آورد. از اينرو از ديدگاه "ديختر" و همه رهبران سرويسهاي اطلاعاتي رژيم صهيونيستي، اين رژيم خواستار افزايش سرمايه گذاري در زمينه جذب بيشتر منابع انساني در داخل اراضي فلسطين و در كشورهاي عربي براي دستيابي به اطلاعات حياتي است. "داني ياتوم" رئيس اسبق موساد ابزار كار آژانسهاي اطلاعاتي آمريكا كه اغلب در جمع آوري اطلاعات جاسوسي به وسايل الكترونيكي تكيه مي كنند، را به تمسخر مي گيرد و مي گويد كه "يكي از دلايلي كه مأموريت آمريكا در عراق و افغانستان را دشوار كرده است، همين است". *شرايط مساعد براي جذب مزدور "يعكوف بيري" صاحب كتاب"آنكه براي كشتن تو مي آيد" مي گويد كه "عمليات جذب مزدوران به طور اساسي بر توانائي هاي ابتكاري مأموران جذب مزدور و توان توسعه وظايف آن ها متناسب با سنگيني مسئوليتشان بستگي دارد". وي از عمليات جذب مزدور به عنوان" جنگ عقلها" ياد مي كند. اما از نوشته هاي "بيري" و "يهودا جيل" كه از موفق ترين افسران موساد در جذب مزدوران عرب به حساب مي آيد و همچنين "ابراهام حزان" از رهبران "شاباك" و ديگر كساني كه سمتهاي برجسته در سرويسهاي اطلاعاتي رژيم صهيونيستي بر عهده داشته اند، چنين بر مي آيد كه عمليات جذب مزدور بر شرايط زير متكي است: 1- طرف پيروز بر طرف شكست خورده نفوذ مي كند: در صورت بروز درگيري بين دو رژيم، هر يك از اين رژيم ها مي تواند بر ديگري نفوذ كند و اين يك اصل مسلم است همچنان كه تاريخ درگيري ها نيز دلالت بر آن دارد. "رافي ايتان" رئيس سابق بخش جذب مزدوران در موساد مي گويد: "در صورتي كه يكي از طرفين بر ديگري پيروز شود شهروندان طرف شكست خورده خود را آماده همكاري با طرف پيروز نشان مي دهد". بنا به گفته "بيري" اگر درگيري به موفقيت يك طرف در اشغال سرزمين طرف ديگر بيآنجامد اين موقعيت"شرايط بي نظير" براي جذب مزدور خواهد بود. "يگال سيرنا" نويسنده و پژوهشگرصهيونيست مي گويد: "موشه دايان وزير جنگ رژيم صهيونيستي پس از جنگ شش روزه تأكيد كرد كه آمادگي فلسطينيان براي همكاري با سازمان اطلاعات اسراييل، شرط اساسي براي زندگي"راحت" آنان پس از اشغال است". "سيرنا" از "دايان" نقل مي كند كه" هر فلسطيني كه خواهان گرفتن مجوز براي يك پروژه اقتصادي، مجوز كار يا معالجه در اسراييل است و يا تمايل به سفر خارجي دارد بايد آمادگي خود را براي همكاري با ما اعلام كند". 2-نيازهاي مادي، اقتصادي و عاطفي: به گفته "جيل" اين نيازها نقاط ضعفي را ايجاد مي كنند كه سرويسهاي اطلاعاتي مي توانند از آن براي جذب مزدور بهره برداري كنند. 3-ضعف احساس وابستگي ملي: "شفطاي شفيت" رئيس سابق موساد، آمادگي بخش هائي از جهان عرب براي همكاري با رژيم صهيونيستي را بي ارتباط با وجود رژيمهاي سركوبگر در جهان عربي نمي داند. وي در گفتگو با تلويزيون رژيم صهيونيستي در تاريخ22/5/2004 مي گويد: "وجود رژيم هاي خودكامه و سركوبگر در جهان عرب يكي از عوامل مهم در كاهش احساس وابستگي ملي است و اين امري است كه باعث مي شود برخي شهروندان عرب در اعتراض به خودكامگي هاي رژيم كشورشان براي همكاري با رژيم صهيونيستي اعلام آمادگي كنند". 4-ضعف سطح آموزش و فقدان اعتماد به نفس: با وجود موفقيت سرويسهاي اطلاعاتي رژيم صهيونيستي در جذب اشخاص در تمامي سطوح تحصيلي اما باز هم رهبران اين سرويس ها معتقدند كه هرچه سطح تحصيلات و آموزش فرد بالاتر باشد جذب آن دشوارتر است. از ديدگاه اين رهبران، اعتماد به نفس نيز عنصر مهمي در پذيرش يا عدم پذيرش همكاري با رژيم صهيونيستي به حساب مي آيد. راديو رژيم صهيونيستي در تاريخ 14/4/2003 به نقل از يكي از افسران "شاباك" گفت: " يكي از روزها يك جوان فلسطيني در يكي از اردوگاههاي آوارگان در كرانه باختري را فراخواندم و پس از صحبت با وي در مورد امور شخصي به او پيشنهاد همكاري با اطلاعات اسراييل را دادم اما جوان فلسطيني نپذيرفت و من نيز مجبور شدم چندين عكس غير اخلاقي از وي را به همراه يك دختر جوان مونتاژ و به آن جوان نشان دهم و تهديد كردم در صورتي كه با ما همكاري نكني اين عكسها را براي خانواده دختر مي فرستم و آنها نيز تو را خواهند كشت". اين افسر رژيم صهيونيستيي در ادامه مي گويد: "با ديدن عكس العمل اين جوان كاملا شوكه شدم. او با خونسردي لبخندي زد و گفت بسيار خوب لازم نيست تو اين كار بكني، حتي اگر عكس هاي بيشتري نيز چاپ كني من خودم آنها را بر روي در و ديوار خيابانهاي اردوگاه نصب مي كنم". افسر صهيونيست مي گويد: "داشتم ديوانه مي شدم كه تلاش هاي من كه تا كنون دهها جوان فلسطيني را جذب كرده بودم، اين بار با شكست مواجه شد، او مي دانست كه من در حقيقت قصد ارسال عكس ها را ندارم. او را از دفترم بيرون انداختم، ولي واقعا براي او احترام قائلم". اين افسر صهيونيست سپس اشاره مي كند كه آن جوان فلسطيني فرد متديني بود و در جريان انتفاضه نخست مقاومت كرد و سرانجام در يكي از عمليات به شهادت رسيد. 5-ضعف يا قدرت بازدارندگي ديني: "ديختر" و ديگران معقتدند كه عامل بازدارندگي ديني در نزد اعراب و فلسطينيان سپر محافظي است كه آمادگي را آنان براي همكاري با سازمان اطلاعات رژيم صهيونيستي كاهش مي دهد. "ديختر" نمونه مي آورد و مي گويد: "زماني كه مسئول جذب مزدور در منطقه شمال نوار غزه بودم يك جوان فلسطيني را فراخواندم و بعد از بده و بستان ديدم كه جوان آماده همكاري است. ناگهان صداي اذان در مساجد منطقه به صدا درآمد و ناگهان جوان فلسطيني با ترس و لرز فرياد زد: اي پست فطرت، هرگز به خداوند و وطنم خيانت نخواهم كرد". *موساد و مكانيزم جذب تدريجي(مكش) مزدوران موساد كه به طور مستقيم به جاسوسي عليه كشورهاي عربي مبادرت مي كند به راحتي نمي تواند با شهروندان عرب ارتباط برقرار نمايد، برخلاف "شاباك" كه مسئول جذب مزدور در ميان فلسطينيان است كه در مقايسه با كار" موساد" ساده تر است. از آنجائي كه موساد قادر نيست مستقيما در جهان عرب به جذب مزدور بپردازد لذا سعي مي كند افراد مورد نظر را به خارج از بلاد عربي بكشاند تا بدين ترتيب آنان را به شيوه هاي مختلف جذب همكاري با خود كند. "شفتاي شفيط" از اين عمل موساد به عنوان مكانيزم"مكش مزدور" ياد مي كند كه به اشكال مختلف بر حسب شرايط صورت مي گيرد: 1-برخي شهروندان عرب خود بنا به دلايلي از قبيل مشكلات مالي، اجتماعي و يا به انگيزه انتقام از كشورشان به سفارت هاي رژيم صهيونيستي مراجعه و اعلام آمادگي براي خدمات جاسوسي مي كنند. چنانكه از اعترافات برخي مزدوران كه در كشورهاي عربي از جمله مصر دستگير شده اند، بر مي آيد كه خود اين افراد به موساد پيشنهاد همكاري داده اند. اهميت اين نوع از مزدوران در آن است كه برخي از آنان با علم به داشتن اطلاعات پيشنهاد همكاري مي دهد و طبيعتا اين كار براي جذب مزدور ساده تر است. 2-تلاش براي جذب شهروندان عربي كه براي تحصيل و يا كار به خارج سفر مي كنند كه از نقاط ضعف و مشكلات آنان بهره برداري مي كنند و در نهايت در چنگال موساد گرفتار مي شوند. مانند اتفاقي كه براي "عدنان ياسين" كارمند دفتر "حكم بعلاوي" عضو كميته مركزي جنبش فتح و مسئول امنيتي مقر رهبري سازمان آزادي بخش فلسطين در تونس، افتاد. در اوايل دهه هشتاد، زماني كه "ياسي"ن براي معالجه به فرانسه رفت و با مشكلات مالي مواجه شد عناصر موساد به وي پينشهاد همكاري در مقابل حمايت مالي نمودند. وي نيز اطلاعات مهمي از رهبري "سازمان آزادي بخش" در اختيار موساد قرار داد و همين اطلاعات باعث شد كه حكومت "رابين" پيش از ورود به روند "اوسلو" اطمينان حاصل كند كه سازمان آزادي بخش حاضر است هر پيشنهادي را بپذيرد." ياسين" بنابه دستورات موساد به محمود عباس(ابومازن) دبير كل وقت كميته اجرائي سازمان آزادي بخش فلسطين در تونس و رئيس كنوني تشكيلات خودگردان فلسطين، چراغ روميزي گرانبهائي را اهدا كرد كه در آن دستگاه شنودي جاسازي شده بود. رژيم صهيونيستي ازاين طريق توانست از آنچه در دفتر "ابومازن" قبل و در جريان مذاكرات محرمانه در مورد توافقنامه "اوسلو" اتفاق مي افتاد، مطلع شود. "عوزي عراد" كه در آن زمان منصب مدير بخش پژوهش هاي" موساد" را بر عهده داشت، مي گويد:" اطلاعاتي كه ياسين در اختيار ما قرار داد تأثير واقعا بسزائي داشت، دايره تصميم گيري اسراييل از طريق اين اطلاعات دريافت كه رهبران سازمان آزادي بخش در نهايت آمادگي براي سازش هستند". 3- شناسائي هويت اشخاص در جهان عرب و تلاش براي جذب مستقيم آنان بدليل موقعيت حساسشان از قبيل كار در نهادهاي امنيتي، سياسي و يا تأسيسات استراتژيك: در اين مواقع موساد اقدام به اعزام مستقيم افرادي براي برقراري ارتباط با آنان مي كنند كه در اين مواقع استفاده از عنصر زن بسيار اساسي است. داستان "منير دفة" خلبان ارتش عراق در اوايل دهه هفتاد نمونه زنده اين مورد است. موساد براي دستيابي به اطلاعاتي از نيروي هوائي عراق و بويژه هواپيماي"ميگ 29" كه جديدترين توليدات صنايع جنگي "اتحاد جماهير شوروي" بود، اهتمام داشت. رژيم صهيونيستي سعي داشت اين هواپيما را به آمريكا بفرستد تا تكنولوژي بكار رفته در آن را مورد مطالعه و شناسائي قرار دهند و به اين ترتيب جايگاه تل آويو را نزد دولت آمريكا تقويت كند. موساد يكي از زيباترين زنان مزدور خود را تحت عنوان گردشگر ثروتمند به عراق فرستاد. وي در يكي جشن هاي مجلل به" دفة" نزديك شده و او را مجذوب خود كرد. "دفة" به او پيشنهاد برقراري ارتباط نامشروع كرد و او نيز بلافاصله پذيرفت اما گفت كه اين كار بهتر است در خارج از عراق صورت گيرد. به اين ترتيب "دفة" همراه او به پاريس سفر كرد و تصاويري از او در حين انجام عمل غير اخلاقي گرفته شد و پس از آن وي با همكاري با موساد موافقت كرد. "دفة" از فرانسه به تل آويو رفت، اولين پرداخت مالي به حساب وي در يكي از بانكهاي سوئيس واريز شد، پس از آن خانواده وي به كمك عناصر موساد از عراق به پاريس و از آنجا به فلسطين اشغالي انتقال داده شدند و در مقابل آن "دفة" با هواپيماي ميگ خود به فلسطين اشغالي فرار كرد و در آنجا مورد استقبال "مائير عميت" رئيس وقت موساد قرار گرفت و شناسنامه اسراييلي به وي و خانواده اش اعطا گرديد. جزئيات اين داستان در كتاب"امراي موساد" تليف "يوسي ميلمان" و "رفيف دان" آمده است. 4-انتشار آگهي ها در روزنامه و يا سايتهاي اينترنتي با نام شركت هاي تقلبي و تبليغ فرصت هاي شغلي براي افراد جوياي كار و يا كارشناسان زمينه هاي مشخص، كه معمولا مقر اين شركتها پايتخت كشورهائي است كه موساد به راحتي مي تواند در آنها فعاليت كند. از جمله اين كشورها قبرس و كشورهاي جنوب شرقي آسياست. در برخي موارد ممكن است "موساد" حتي پايگاه هاي حساس كشور مورد هدف را نشانه رود كه در اين ميان داستان دانشمند انرژي اتمي مصر نمونه اي از اين قبيل است. 5-استفاده از شبكه اينترنت: "موساد" به اشكال مختلف از امكانات اينترنت براي جذب جوانان عرب استفاده مي كند. دكتر "خضر عباس" پژوهشگر و كارشناس امنيتي فلسطين در كتاب خود تحت عنوان"مزدوران در سايه اشغالگري رژيم صهيونيستي" مي نويسد: "موساد چندين سايت از تصاوير دختران را براي عرضه به جوانان فلسطيني افتتاح كرده است كه جوان عرب با مراجعه به اين سايت ها با دختران زيبا آشنا مي شود و به وي مكان آنان در هر جاي دنيا براي ديدار و ملاقات نشان داده مي شود و دختر زيبا به اين جوان عرب پيشنهاد مي دهد كه هزينه سفرش را پرداخت مي كند، برخي از اين جوانان نيز اين پيشنهادات را قبول مي كنند و يك مرتبه خود را در دام موساد مي يابند.عناصر موساد براي بدست آوردن تعداد كثيري از آدرس پست هاي الكترونيكي جوانان عرب حريص هستند و به همين منظور از برنامه مسنجر براي گفت و گو(چت كردن) استفاده مي كنند و در اغلب مواقع براي به دام انداختن طعمه ، خود را در شخصيت يك دختر جلوه مي دهند". اهميت شبكه اينترنت در آن است كه عناصر موساد مي توانند با جوانان عرب در سراسر جهان ارتباط برقرار كنند. در مورد ديگر كشورهائي كه از اهداف جاسوسي موساد به شمار مي آيند مانند ايران وضعيت به همين منوال است. "شاباك" و مكانيزم سنتي جذب مزدور از زمان اشغال كرانه باختري و نوار غزه از سوي رژيم صهيونيستي در سال 1967، اين رژيم بر تمامي جنبه هاي زندگي فلسطينيان حاكم است، گرفتن مجوز كار، معالجه، جواز سفر به خارج براي ادامه تحصيل يا هر هدف ديگر بستگي به موافقت مسئولان رژيم صهيونيستيي دارد. از سال 1967 تا زمان تأسيس تشكيلات خودگردان در سال 1994، رژيم صهيونيستي مسئول مستقيم جذب دهها هزار فلسطيني در بخشهاي آموزش، بهداشت و خدمات بود از اين رو حتي لحظه اي از استفاده از اين نفوذ خود براي اعمال فشار به آنان با هدف همكاري با سازمان اطلاعاتي "شاباك"، كوتاهي نكرد. درست است كه تلاش هاي آنان در بسياري از موارد ناكام ماند اما برخي از سوژه ها به دليل ضعف نفس در چنگال عناصر "موساد" افتادند و به ابزاري در دست دشمنانشان تبديل شدند. انحطاط اصول اخلاقي اشغالگران باعث شده بود كه از ابزارهاي پست و پليد براي جذب مزدوران فلسطيني استفاده كنند. آن گونه كه معروف است "شاباك" از روابط غيراخلاقي و تصويربرداري از اين حالات براي به دام انداختن جوانان فلسطيني بهره برداري مي كند و آنان را در ميان دو راهي انتخاب همكاري و يا رسوائي قرار مي دهد. بر اساس تحقيقات انجام شده از سوي دستگاههاي امنيتي فلسطين و گروه هاي مقاومت فلسطيني، اين شيوه "موساد" در جذب مزدور از شايعترين شيوه هاست. به عنوان مثال داستان"ن ج" يكي از عناصر امنيت ملي فلسطين را نقل مي كنيم. وي از خانواده اي بود كه در منطقه مركزي "نوار غزه" ساكن بودند و پس از ان كه به همكاري با اطلاعات رژيم صهيونيستي اعتراف كرد در زندان تشكيلات خودگردان در غزه بازداشت شده است. وي مي گويد:" در سال 2000 به عضويت نهاد امنيت ملي فلسطين در آمدم. رياست امنيت ملي نيز تصميم گرفت مرا براي خدمت به منطقه بيت لحم در كرانه باختري اعزام كند، براي رفتن به آنجا بايد جواز سفر دريافت مي كردم. به دفتر ارتباط نظامي رژيم صهيونيستي در گذرگاه ايرز كه در حد فاصل بين غزه و شمال فلسطين اشغالي واقع شده است، مراجعه كردم. سربازان مرا به داخل اتاق بزرگي بردند در آنجا جواني با لباس شخصي منتظر من بود و گفت كه من"كاپيتان جمي" از سازمان اطلاعات اسراييل هستم و به من پيشنهاد داد كه "براي حفظ صلح از گزند جنبش هاي تندور طرفين" همكاري كنم، پاسخي به او ندادم. او هم تلاش ديگري نكرد از دفتر خارج شدم. پس از آن يك سرباز زن آمد و مرا به آغوش گرفت و شروع به نوازش من كرد و رفت، بدنبال آن كاپيتان جمي قهقهه زنان وارد شد و عكسهائي را به من نشان داد كه مرا با آن زن در وضعيت غير اخلاقي نشان مي داد. بعد هم با جديت گفت: يا با ما همكاري مي كني و يا اينكه اين عكس ها را منتشر مي كنم، من هم بدون درنگ همكاري را پذيرفتم". اين چنين شد كه اين جوان فلسطيني كه حتي تحصيلات ابتدائي هم ندارد روانه يكي از زندانهاي تاريك تشكيلات خودگردان شده است. وي اعتراف مي كند كه اطلاعات جاسوسي را بنا به دستورات"جمي" و پس از او، كاپيتان "مائير" جمع آوري مي كرده و حتي تا به اين حد رسيد كه وي را مأمور ترور يكي از مبارزان فلسطيني در يكي از روستاهاي جنوب "كرانه باختري" كردند اما بنا به دليل وقوع يك حادثه غيرمنتظره فرد مورد هدف را در مكان تعيين شده پيدا نكرد و عمليات ناموفق ماند. نويسنده اين گزارش مي گويد كه با تعداد زيادي از مزدوراني از اين دست گفت و گو كردم و همه آنان تأكيد مي كردند كه از طريق موارد غيراخلاقي وادار به همكاري شده اند و به كارهاي گوناگون از جمله نفوذ به داخل گروه هاي مقاومت فلسطيني با هدف ناكام گذاشتن عمليات آنان اقدام كرده اند. از اوايل دهه هفتاد جنبش ملي فلسطين پديده اي تحت عنوان" گنجشك ها" را كشف كرد. بدين معني كه سازمان اطلاعات جاسوسي رژيم صهيونيستي برخي از مزدوران را بازداشت و آنان را در زندان ها مستقر مي كرد تا اسراي مبارز فلسطيني را وادار به اعتراف كنند. روزنامه الشرق الأوسط به نقل از تعدادي از اسرا مي نويسد كه"گنجشك ها" نقش اساسي را در اعتراف گرفتن از اسرا بازي مي كنند. در كنار همه اين ها، مزدوران در پيشبرد طرح هاي شهركسازي در كرانه باختري و يهودي سازي قدس نيز نقش اساسي را بازي كرده اند. سرويس اطلاعات عمومي فلسطين در طوال سالهاي بين 1996 تا 2000 حمله وسيعي عليه دلالان فلسطيني كه اسناد اراضي متعلق به فلسطينيان غايب و يا متوفي را جعل و به جمعيت هاي يهودي مي فروختند، به راه انداخت. وجه مشترك همه اين دلالان اين بود كه آنان مزدوراني بودند كه با سرويس "شاباك" ارتباط داشتند. از جمله نقشهاي بارز مزدوران در پيشبرد طرحهاي شهركسازي، داستان"محمد مرقه" از روستاي "سلوان" بود كه روزنامه صهيونيستيي "هآارتس" مصاحبه اي با وي انجام داد و از نقش وي در همكاري با جمعيت"عطيرات كوهنيم" كه در زمينه يهودي سازي قدس با استفاده از منازل و املاك فلسطينيان فعاليت مي كند، پرده برداشت. اما اهداف ديگري نيز وجود دارد كه رژيم صهيونيستي از طريق جذب مزدور سعي در تحقق آن دارد كه از جمله آن موارد زير است: 1-متزلزل كردن اعتماد داخلي فلسطينيان: "جدعون عيزرا" معاون سابق رئيس سرويس اطلاعات داخلي رژيم صهيونيستي"شاباك" مي گويد:" صرف شناخت قدرت شاباك از سوي فلسطينيان در جذب مزدور، كافي است تا اعتماد داخلي و مقاومت فلسطين سست و متزلزل شود". اين در حالي است كه "حاييم بن عامي" رئيس سابق بخش تحقيقات "شاباك" نيز مي گويد كه "موفقيت ما در نفوذ به به داخل سازمان هاي فلسطيني از طريق جذب مزدور، تأثير بسزائي در ايجاد بي اعتمادي در ميان عناصر مقاومت دارد". 2- تلاش براي تأثيرگذاري بر طرح هاي جامعه فلسطين متناسب با مصلحت رژيم صهيونيستي تا جائيكه مزدوران همواره تأثير زيادي در ايجاد آشوب هاي داخلي در ميان فلسطينيان دارند و گذشته از آن جنگ رواني است كه رژيم صهيونيستي همواره عليه ملت فلسطين به راه مي اندازد. 3- جذب مزدور با هدف دور كردن جوانان فلسطيني از صفوف مقاومت.
موساد نام اختصاری «سازمان اطلاعات و ماموریتهای ویژه» است که ماموریت آن جمعآوری اطلاعات و اجرای عملیاتهای محرمانه است. سازمان موساد در ماه می 1952 تاسیس شد. کارمندان و اعضای موساد درجه نظامی ندارند ولی تمامی آنها بدون استثنا در ارتش اسراییل خدمت کرده و بسیاری از آنها جزو افسران ارتش بودهاند. در نیمه ماه فوریه 2008 ایهود اولمرت نخستوزیر اسراییل ریاست مئیر دگان را بر سازمان موساد تمدید کرد. دگان از 10/9/2002 در این منصب حضور دارد. در آن زمان آریل شارون دوست و یار دیرینه دگان، وی را به جای افرایم هالیفی به ریاست موساد گماشت، چرا که سازمان موساد به ریاست هالیفی شکستهای سنگینی را در دهه نود متحمل شده و دگان وظیفه داشت به سرعت هر چه تمامتر اعتماد از دست رفته این سازمان را بدان بازگرداند. این اعتماد به خصوص پس از ترور ناموفق خالد مشعل در سال 1997 به شکل کامل از میان رفته بود و کیست که نداد سازمان موساد رگ حیاتی دولت اسراییل است. آنچه که باعث نزدیکی بیش از پیش دگان و شارون شد پیوستن دگان به حزب لیکود به ریاست شارون بود. گروه نفوذیهای اسراییلی مئیر دگان اصالتی روسی دارد و مانند بیشتر یهودیان روسیه در جریان مهاجرت گسترده به سرزمینهای اشغالی، روسیه را ترک گفت. وی به سرعت پلههای ترقی را پیموده و در اوایل دهه هفتاد به دستور آریل شارون مسئول تشکیل «گروه نفوذیهای اسراییلی» شد که با لباس عربی به میان اعراب نفوذ میکردند. وظیفه اصلی این گروه در آن زمان نفوذ به میان فلسطینیان فعال و ترور رهبران آنها بود. این گروه به خصوص در مناطق جنوبی سرزمینهای اشغالی فعالیت میکرد. هماهنگی سیاسی، اجتماعی و نظامی میان دگان و شارون منشأ اصلی تفاهم آن دو در تمامی امور بود. ماموریت در لبنان هنگامی که شارون سیاست ویران کردن منازل فلسطینیها و وسیع کردن خیابانها را در پیش گرفت و فلسطینیان را روانه صحرای سینا در مصر کرد، مئیر دگان با گروه نفوذیهای معروف خود در چارچوب گروه اطلاعاتی 405 که زیر مجموعه بخش اطلاعات نظامی بود وارد جنوب لبنان شده و بلافاصله به گروه هماهنگکننده با مزدوران لبنانی پیوست. وی در آن زمان نبردهای اطلاعاتی و نظامی بسیاری را با مقاومت لبنان رهبری کرد. بازگشت به تلآویو دگان روحیه و طبیعت وجودی خود را کنار ننهاد. او ابداع کننده عملیات انفجار خودروها بود و همواره اعتقاد داشت که ترور فیزیکی دشمنان اسراییل از مهمترین و فعالترین راهها برای جلوگیری از تروریسم است. مقاومت لبنان اما توانست در برابر وی ایستادگی کند و دگان در جریان یکی از نبردها در لبنان زخمی شد. وی در سال 1990 از ارتش استعفا داده و به تلآویو بازگشت. دولت اسراییل از دگان بسان یک قهرمان استقبال کرده و بالاترین مدال شجاعت را به سینه وی آویخت. دگان پس از آن شروع به آموزش روشهای مبارزه نظامی به سربازان ارتش کرد. از ارتش به موساد در سال 1996 درهای کمیته مبارزه با تروریسم بر روی دگان باز شد. او با شیمون پرز و پس از آن بنیامین نتانیاهو همکاری کرد و نظرات سیاسی خود را به شکل علنی ابراز میکرد. دگان با توافقنامه اسلو مخالفت کرده و خواستار بازداشت یاسر عرفات رییس وقت سلطه خودگردان فلسطینی شد. بلافاصله پس از انتصاب دگان به عنوان نایب رییس موساد روزنامه اسراییلی هاآرتس نوشت: «به زودی صدای انفجارها در شهرهای لبنان به گوش خواهد رسید». تسویه حساب دگان با لبنان به صرف خروج وی از بیروت خاتمه نیافته بود. فعالیت وی به عنوان معاون رییس موساد باعث شد که وی به چشم خود سقوط افرایم هالیفی را در نتیجه عملیاتهای خفتبار ببیند. ریاست بر موساد لحظه مورد نظر دگان برای ریاست بر موساد فرا رسید. عقبنشینی از جنوب لبنان در سال 2000 به روشنی شکستی آشکار برای سازمان اطلاعاتی اسراییل بود. وی به حزب لیکود به رهبری شارون پیوست و اعلام کرد که اسراییل با سوءرفتار با مزدوران لبنانی خود که از جنوب این کشور گریخته بودند مخالف است و با آغوش باز آنها را میپذیرد. پیش از آنکه در سال 2002 دگان به ریاست موساد برسد، یکی از مطبوعات غربی خبری را منتشر کرد که باعث بروز زلزلهای در دنیای سازمانهای اطلاعاتی شد. ایلی حبیقه روزنامه ایتالیایی «فارن ریپورت» در خبری نوشت: «مئیر دگان برای مدت سه ماه و درست پیش از ترور ایلی حبیقه وزیر لبنانی از نگاهها پنهان شد. وی تنها یک روز پیش از ترور حبیقه در انظار ظاهر شد». ممکن است این خبر صحت نداشته باشد ولی کافیست نگاهی به سوابق دگان و فعالیتهای وی در لبنان بیاندازیم. حبیقه در 24 ژانویه 2002 در حالی ترور شد که قرار بود چندی بعد در دادگاه رسیدگی به جنایت صبرا و شتیلا (1982) به عنوان شاهد شرکت کند. قرار بر این بود که شارون و حبیقه هر دو در برابر دادگاه بلژیکی حاضر شوند. گردان اعدام دگان که به آمریکاییها بسیار نزدیک بوده و با نظریه آنها در مورد مبارزه با تروریسم موافق است از زمان تعیین خود به عنوان رییس موساد سعی کرد تا گردان ویژه اعدام که در دهه هفتاد توسط شارون تاسیس شده بود را احیا کند. ریاست وی بر سازمان موساد دو بار تمدید شد که دومین بار آن بلافاصله پس از ترور عماد مغنیه فرمانده نظامی حزبالله در دمشق رخ داد. دگان بر ضرورت حمله به ایران و محاصره سوریه تاکید دارد و معتقد است که این تنها راه آسودگی اسراییل است. مئیر دگان همچنین از پیامدهای گزارش وینوگراد در امان ماند چرا که وی بارها به رهبران سیاسی توصیه کرده بود که در شرایط کنونی به دلیل ضعف ارتش اسراییل، وارد جنگ با لبنان نشوند. تجربهای طولانی دگان در برابر کمیته تحقیقات گفت: «اگر جنگ درگیرد، رهبری حزبالله از روی زمین حذف خواهد شد». وی با هرگونه حمله زمینی به لبنان موافقت کرده و تنها تاکید فراوان داشت که این حمله باید بلافاصله و با سرعت صورت گیرد چرا که در غیر این صورت تاثیراتی منفی بر جنگ گذاشته و باعث خواهد شد که حتی در صورت ویرانی کامل لبنان، اسراییل از این جنگ پیروز خارج نشود. دگان اعتراف کرده بود که دستیابی به مکان سید حسن نصرالله بسیار دشوار است. او همچنین عملیات کوماندوهای اسراییلی برای یافتن محل حضور سید حسن نصرالله را به شدت مورد سرزنش قرار داد چرا که معتقد بود تجربه سابق با حزبالله ثابت کرده که اطلاعات اولیه معمولا اشتباه بوده و نوعی دام بشمار میآیند
اين مطالب ادامه دارد.
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و هفتم شهریور ۱۳۹۲ ساعت 15:38 توسط امير حسين
|