شیمیایی

خواب دیدی شبی که جلادان ،فرش دارالخلافه ات کردند

گردنت را زدند با ساتور،به شهیدان اضافه ات کردند

می خروشیدی ؛اینکه می بینید شیمیایی است ،مومیایی نیست

نه !ابوالهول ها نفهمیدند،متهم به خرافه ات کردند

چارده سال می شود…یا نه !چارده قرن سخت می گذرد

بی قراری مکن ،خبر دارم ،سرفه ها هم کلافه ات کردند

زخم ها ،ماسک اکسیژن ،چه می آید به صورتت مومن!

تو بدانی اگر که تاول ها چقدر خوش قیافه ات کردند

شهرها برج مست می سازند،برج ها بت می سازند

شرق ما حیف،غرب وحشی شد،محو در دود کافه ات کردند

(فکر بال تو را نکردند)،روح ترخیص می شد از بدنت

و تو بالای تخت می دیدی ،کفنت را ملافه ات کردند

جا ندارند در هبو ط خزه ها ،سروها-جمله های معترضه-

زود رفتی به حاشیه ،ای متن ! زود حرف اضافه ات کردند

شاعر:عباس احمدی